دین و زندگی()1 رشته ادب ّیات و علوم انسانی پایۀ دهمدورۀ دوم متوسطه 1396
وزارت آموزش و پرورشسازمان پژوهش و برنامهريزي آموزشي دین و زندگی ( )1ـ پایۀ دهم دورۀ دوم متوسطه ـ 110205 نام کتاب: پدیدآورنده: سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی مدیریت برنامه ریزی درسی و تألیف: شناسه افزوده برنامه ریزی و تألیف: دفتر تألیف کتاب های درسی عمومی و متوسطه نظری مدیریت آماد هسازی هنری:پرویز آزادی ،ناصر ابراهیمی ،محمود الله وردی،عباس جوارشکیان ،فضل الله خالقیان ،سیدمحمد دلبری، شناسه افزوده آماده سازی:حسین سوزنـچی ،سید حمید طالب زاده ،علی کاظمی ،مصطفی فیض ،علی لطیفی ،سید محسن نشانی سازمان: میر باقری و مسعود وکیل (اعضای شورای برنامه ریزی)محمد مهدی اعتصامی ،یاسین شکرانی ،سید محمد دلبری (اعضای گروه تألیف)ـ س ّید اکبر ناشر: چاپخانه: میرجعفری (ویراستار) سال انتشار و نوبت چاپ: اداره ک ّل نظارت بر نشر و توزیع مواد آموزشی شابك 8ـ 2752ـ 05ـ964ـ978لیدا نیک روش (مدیر امور فنی و چاپ) ـ مجید ذاکری یونسی (مدیر هنری) ـ س ّیدعلی موسوی(نگاشتارگر [طراح گرافیک] ،طراح جلد و صفحه آرا) ـ س ّیدعلی موسوی ،سونیا مهاجر (تصویرگر) ـفاطمه باقری مهر ،س ّیده فـاطمه محسنی ،فـاطمه صغری ذوالفقاری ،نـوشین معصوم دوست ،زینت بهشتی شیرازی ،حمید ثابت کلاچاهی ،فاطمه رئیسیان فیروزآباد (امور آماده سازی) تهران :خیابان ایرانشهر شمالی ـ ساختمان شمارۀ ٤آموزش و پرور ش (شهید موسوی) تلفن٩ :ـ ،٨٨٨٣١١٦١دورنگار ،٨٨٣٠٩٢٦٦ :کد پستی١٥٨٤٧٤٧٣٥٩ : وبگاه www.chap.sch.ir :و www.irtextbook.ir شرکت چاپ ونشر کتاب های درسی ایران تهران :کیلومتر ١٧جادۀ مخصوص کرج ـ خیابان٦١ (داروپخش) تلفن ٥ :ـ ،٤٤٩٨٥١٦١دورنگار ،44985160 :صندوق پستی ١٣٩ :ـ ٣٧٥١٥ شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران «سهامی خاص» چاپ دوم ١٣96 8ـ 2752ـ 05ـ 964ـ ISBN 978
زندگی در دنیای امروز ،زندگی در مدرس ٔه اراده است و سعادت و شقاوت هر انسانی به اراد ٔه همان انسان رقم می خورد .اگر بخواهید عزیز و سربلند بـاشید ،باید از سرمایه های عمر و استعداد های جوانی استفادهکنیدوباارادهوعزمراسخبهطرف علموعملوکسبدانشحرکتنمایید. (صحیفهٔ نور ،ج ،21ص )25(صحیفۀ نور ،ج ،٢١ص )٢٥
کلیه حقوق مادی و معنوی این کتاب متعلق به سازمان پژوهش و برنامه ریزیآموزشی وزارت آموزش و پرورش است و هرگونه استفاده از کتاب و اجزای آنبه صورت چاپی و الکترونیکی و ارائه در پایگاه های مجازی ،نمایش ،اقتباس،تلخیص ،تبدیل ،ترجمه ،عکس برداری ،نقاشی ،تهیه فیلم و تکثیر به هر شکل ونوع ،بدون کسب مجوز ممنوع است و متخلفان تحت پیگرد قانونی قرار می گیرند.
فهرست سخنی با دبیران سخنی با دانش آموزان بخش ا ّول :تفکر و اندیشه 28درس دوم :پر پرواز 14درس ا ّول :هدف زندگی 46درس چهارم :پنجره ای به روشنایی 38درس سوم:خود حقیقی 68درس ششم :منزلگاه بعد 56درس پنجم :آیند ٔه روشن
88درس هشتم :فرجام کار 78درس هفتم :واقع ٔه بزرگ بخش دوم :قدم در راه 114درس دهم:اعتماد بر او 102درس نهم :آهنگ سفر134درس دوازدهم :یاری از نماز و روزه 122درس یازدهم :دوستی با خدا 148درس سیزدهم :فضیلت آراستگی 158درس چهاردهم :زیبایی پوشیدگی
پیش از مطالعۀ کتاب ،حتم ًا این قسمت را بخوانید. سخنی با دبیران دوستان عزیز ،سلام بر شما١ــ برای ُانس بیشتر دانش آموزان با قرائت قرآن کریم ،آیاتی از قرآن کریم و ترجم ٔه آن ،در ابتدای هر درسآمده است .در هنگام تدریس ١٠ ،دقیقه ابتدای کلاس به قرائت اختصاص دارد .از آنجا که آموزش صحیحقرائت در دوره های تحصیلی گذشته انجام شده و قواعد قرائت صحیح ،آموزش داده شده است ،انتظار می رودکه دانش آموزان بتوانند این قواعد را مراعات کنند و آیات را صحیح بخوانند .به همین جهت باید از دانش آموزانبخواهیم که آیات هر درس را روز قبل مرور و تمرین کنند و در فرصت کوتاه کلاس ،متن تمرین شده را بخوانند.ترجم ٔه آیات جزو محتوای آموزشی نیست و صرفاً جهت آشنایی دانش آموزانی که تمایل به دانستن مفاهیم اینآیات دارند ،قرار داده شده است .از این قسمت (آیات و ترجمه ها) در آزمون ها ،اعم از آزمون های کتبی در نظام آموزشی آموزش و پرورش و آزمون های ورودی دانشگاه ها ،نباید سؤالی طرح شود.٢ــ این درس وقتی نتیجه بخش و ثمردهنده خواهد بود که عرص ٔه حضور ،فعالیت و خلاقیت هایفکری دانش آموزان باشد و به آنها شهامت اندیشیدن و ابتکار بدهد .میزان موفقیت ما در تدریس به میزانتفکر و اندیشه ورزی دانش آموزان بستگی دارد .روش تدریس و ارزشیابی ما نباید به گونه ای باشد کهدانش آموزان مجبور باشند کتاب را چندبار بخوانند و حفظ کنند .آن امتحان و آن ارزشیابی با اهداف ایندرس هماهنگ است که امکان تحقیق ،اظهارنظر و فکر کردن را برای دانش آموزان فراهم کند .با توجه به نکات فوق ،ارزشیابی این درس در دو بخش انجام می گیرد. بخش ا ّول :ارزشیابی مستمر؛ شامل: ١ــ قرائت صحیح آیات شریفه 4 :نمره ٢ــ انجام فعالیت های داخل درس و پرسش از متن ٧ :نمره ٣ــ مشارکت در کار گروهی و گفت وگوها 5 :نمره ٤ــ پاسخ به سؤال های بخش اندیشه و تحقیق ٤:نمرهتوجه :انجام پیشنهادها ،نگارش مقالات تحقیقی و انجام کارهای هنری و ادبی تا دو نمره به معدل نمر ٔه مستمر اضافه می کند.
بخش دوم :ارزشیابی پایانی؛این ارزشیابی در پایان هر نیم سال انجام می گیرد که شامل دو بخش است1 :ــ آزمون کتبی2ــ قرائت آیات .در آزمون کتبی ،سؤال ها باید براساس رویکرد کلی محتوای آموزشی؛ یعنی فهمیدن،نه حفظ کردن ،استوار باشد .باید محورهای کلیدی و اصلی محتوای کتاب ،محور آزمون باشد و ازنکات حاشیه ای و فرعی نباید برای طرح سؤال استفاده شود.آزمون کتبی ١٦نمره دارد ٤ .نمره از ارزشیابی پایانی به قرائت صحیح دانش آموزان اختصاص دارد. توجه:١ــ آیات ابتدای هر درس برای قرائت در کلاس است و صرفاً در ارزشیابی مستمر و پایانیبه صورت شفاهی از دانش آموزان پرسیده می شود و نباید هیچ گونه سؤالی در امتحانات کتبی وآزمون های ورودی دانشگاه ها از این آیات طراحی شود.٢ــ قسمت های بیشتر بدانیم که جداگانه مشخص شده و با رنگ مخصوص متمایز شده است،) فقط برای توسع ٔه اطلاعات و کسب نمر ٔه تشویقی است و در (امتحانات پایانی و آزمون های ورودی دانشگاه ها نباید از این قسمت ها سؤال طرح شود.٣ــ فعالیت هایی که با علامت * مشخص شده اند ،فعالیت های واگرا هستند و فقط درزمان تدریس و ارزشیابی مستمر از آنها استفاده می شود و در امتحانات پایانی و آزمون های ورودیدانشگاه ها نباید سؤالی از آنها طرح شود.٤ــ تمام قسمت هایی که تحت عنوان «پیشنهاد» و «پاورقی ها» در کتاب آمده است ،صرفاً جهتتوسعه اطلاعات می باشد و در ارزشیابی پایانی و آزمون های ورودی دانشگاه ها نباید مورد سؤال قرار گیرد. ٥ــ آیاتی که در درس ها ترجمه نشده اند آیاتی هستند که در سال های پیشین معنا و مفهوم آنهابه دانش آموزان آموزش داده شده است.
طرحی برای زندگی سخنی با دانش آموزان دانش آموز عزیز ،سلام بر شما١ــ «چگونه زیستن» یک انتخاب است .برخی آن را کم اهمیت ،برخی مهم و برخی آن رابسیار مهم می دانند .کسانی که کمتر به این انتخاب اهمیت می دهند ،کمتر هم دربار ٔه آن می اندیشند و هرطور که پیش آید ،زندگی می کنند.اما آنان که به «چگونه زیستن» خود اهمیت می دهند و دربار ٔه آن تفکر می کنند ،برای خود ووجود خود ارزش قائل اند و به این حقیقت توجه دارند که زندگی در این جهان یک بار رخ می دهدو دیگر تکرار نمی شود؛ و سرنوشت ما ،هرچه که باشد ،به همین زندگی تکرارنشدنی گره خوردهاست .از این رو ،بی اعتنایی و بی توجهی به این حقیقت از اهمیت آن نمی کاهد و نتایج آن ،سرانجام ما را متوجه ارزش این زندگی خواهد کرد.٢ــ نوجوانی ،بهترین زمان برای تفکر در «زندگی» است .شاید به همین دلیل است کهبسیاری از نوجوانان در همین دوران به سؤال هایی می رسند که نقش اساسی در تصمیم گیری آنهادارد؛ زیرا هنوز دل مشغولی ها و مسئولیت های وی چندان زیاد نشده است که فرصت فکر کردندر این باره را از وی بگیرند .علاوه بر این ،نوجوان و جوان ،اهل تصمیم های بزرگ و قدم هایبلند است .البته هر تصمیم بزرگ و هر اقدام شجاعانه ای نیازمند دقت ،کاردانی و زیرکی است. وگرنه فرصت تکرارنشدنی این زندگی ،از دست خواهد رفت.٣ــ برای برداشتن قدم های بلند ،باید بر زمین استوار قدم نهاد؛ چشم انداز راه را دید و مسیر رسیدن به آن چشم انداز را با اطمینان انتخاب کرد.به عبارت دیگر ،حرکت نیازمند یک طرح و نقشه ای است که از ابتدا تا انتهای راه،مسیرهای عبور ،پیچ و خم ها ،گردنه های پرخطر و چگونگی گذر از آنها را ترسیم کند تا با اجرای آن ،بتوانیم به سلامت به سر منزل مقصود برسیم.
٤ــ با توجه به آنچه گفته شد ،ترسیم نقش ٔه زندگی و طراحی حرکت ،نیازمند پاسخ به این سؤال ها است: الف) برای چه به این جهان آمده ایم و هدف از خلقت ما چیست؟ ب) برای رسیدن به هدف خلقت ،چه ابزارها و سرمایه هایی نیاز داریم؟ ج) به کجا می رویم و چه سرنوشتی در پیش داریم؟امیرالمؤمنین فرمود« :خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده است ،و کجا قرار دارد و به کجا می رود».1 پس از این سؤال ها به این سؤال می رسیم: از چه راهی باید برویم و چگونه زندگی کنیم؟اگر به این سؤال ها به صورت منطقی و با دلیل پاسخ دهیم ،طرح هرکس برای زندگی به دست می آید و پس از آن می داند که «چگونه باید زندگی کند». ٥ــ خوشبختانه در کتاب آسمانی ما قرآن کریم دربار ٔه این سؤال ها آیات بسیاری آمده استکه با تفکر و تدبر در آنها می توانیم به بهترین پاسخ ها برسیم .خداوند ،در قرآن می فرماید:یَعـ َمـلو َن الَّـذیـ َن الـ ُمؤ ِمـنیـ َن یُـبَـ ِّشـ ُر َو َاقـ َو ُم ِهـ َی « ِا َّن ٰهـ َذا الـ ُقرآ َن یَـهـدی ِل َّلـتی ال ّصاِلـحا ِت َا َّن لَـ ُهم َاجـ ًرا کَـبیـ ًرا»2همانا این قرآن به بهترین راه ها هدایت می کند و مؤمنان را که عمل صالح انجام می دهند، مژده می دهد که پاداش بزرگی در پیش دارند.٦ــ در سال های گذشته دربار ٔه هریک از این سؤال ها ،مطالبی آموخته ایم و نکته هایفراوانی به دست آورده ایم .اکنون که به دور ٔه دوم متوسطه رسیده ایم و شاهد رشد عقلانی شماهستیم ،شایسته است که در سطحی بالاتر و با روشی منطقی تر به این سؤال ها بپردازیم و هرسال، بخشی از «طرح زندگی» را کامل کنیم. 1ــ اعلام الدین فی صفات المؤمنین ،ابو الحسن دیلمی ،مؤسس ٔه آل البیت ،ص ٣٤٤ 2ــ سور ٔه اسراء٩ ،
بخش ا ّول تفکر و اندیشه11
قرائتﺳﻮرهذا ِرﯾﺎت 51 �� 27ﺑﻧََﻓَََََِِـَذُﻣﻣـووووﻫُﻛـﻧاا َﻨﻞّﺬِﻟَﻮﻣﻦﻞ͐͋ﯾﻮﻮﯾﺎﻻﺑﻻـُـَﻬاﻫًـ ُﻓَََﺗﺴَﻟﺎرـورﻢٌٌَـﺮَﻢﺠﻞﺧﺷـِﻔﺳﺮذَ َﻠﻗَﻤﻟََِﻌﺿِـُِﻣّـّﻣﻣزﻰﻮﺮﻠﺎﻘﻮاﻠﺒﺜﻛٍَﺬءءٍلٌـموـﻦُﻴاﻮق َُﻳِﺑاَِﺖّـاﻨٌﻓﻞـَِاََِـرﻨﻃﺧَﻟاذﻨَّــَُﺎـﻣﻟَﻲﺮزَذـــﻠﻻﺮَوﯿﻏاﻧـاٍَﻗﻊِﻘقﻮﮐﻟﺠَﺷـﺎﻨــﻮـﻓـَـﻟـاِ͍ﷲـﻨـَ ﻨ»َنﻔُﻘِِﺎﺎـ َـﻦﻮبوﻬ ِاﷲِﺎﺮاﻛﻬنﻮََزاَوﺎﻣﻧِواةﺑِّاِاﺎﺳـاو͏ﻲﻟـﻟاﺎَـاِـُِّﺎﺻﺬﻟﻓـَﻻ ََﯾــﻟَﻓﺟِرَﻧﺬـﺣِـَﯾﻣىﺘﻤﺤَﻟـًِــِﻬـﻨﻛﻴٌ َـﺘﺎﺮﻜَِﺒ ِﻦٍُﻨﻮﺪَﻌـﺪﺲﻴـاَﯾاﮏَــِلُاَاِﻦـﻬ ُوَﻢّﻮ َﺮﺧﻣَناِﻣـَﻢﻢﻻوﻣَﻋﺎﻟﯾَﻟﺠُِﻟَِــﻨيِاﺮـاَِﻬ͔ﻣﻨﻧﻤﻌَّـ»ـﺗﯿـﺗﻓََُﻄَﻬَـﻨـــُﻓﻢ َـﻮﺎﻲـِﻌـِﻌ ﻠــِﻬااﻨاـﻢـٌـُِﻪﺎنَﻟﻟﻟﺒُﻤّـﻼـﺬﺬَﻔﻧﻧﺪَﮑنــﻳَُﻮﻤﺪﻓﻳَو ُﻊيﻟﻢﻰِِﺬ َ͎ﺴﻮونﻨﯾاَﻤﻠـنﯾاَﺗﺎﻟَﻟَﺘَِِـﺬـﺳﺗنٌَــﻌﻮﺮاَُـَﻤﻳﻧﺬِﻌﻣَﻜﻋﻮا͓ َِـﺆﻨُﺠﻣِ͊ﻮاـَ ِﻦ͒ﻛﻣَُﺒـﺖﻠﺪـَﺻوﻣﻨﻗﺑﻧَﻴِ َﻧـوﺎﻮﻢ َﻇﻮﺒـﻴﻨٌـِـَاِﻣاَنَنﻤـﻠُﻦﻠـَِِــﺮﻣـﺑِرـﻠاﻨﯾِﻨﻤوــﻬﻪﻮﻮ‘َُ͖͑͌ﻪ͕ـﷲُنٍَ͉ﺪماﻢتوجه :آیات ابتدای هر درس صرفاً برای قرائت در کلاس است و نباید هیچ گونه سؤالی در امتحانات کتبی و آزمون های ورودی دانشگاه ها از این آیات طراحی شود. 12
سور ٔه ذاریات ،آیات 47تا 60سوره نَـحل 16 جزء 14بی ِِبااااـََـسلَــَـََـوَـیـَُـامروووووهُببففپپپداآـاَـَّااَّنمووووووـَنیعتننِاخحتدزـاـَابِللویاآَـنییدبمتارـَماـَوزدالَّآسـسسزفدفجر.نَّاسانـه[َّـَمننین دازـَباسل.ايـایيوِهخقِیآممَّونويسهتنـَخاباَـ٣رهاسزـنـتدولـَُلدنًفهدنّْالكّْ٩ااذُذیوُنیـَآه٥راتع،تُسنهلرچــَییلِنـمِـَ٤راقواگیررخیبا يمنَـ]،اّْوـَبعا َـایکـر*وفزرنّبلنوبرشيچبـَهادَــِهلگَـاشرُهیيوَـکررَـتِاكسیركفکنَّواراـَدقویسوجیُخاانِوهتـَندياکلبوـتلرج*خدلسسلاوهاینَ.ـکورزا*انکاِّردُِنـِاّنیسٌَـدندـپايادَّرقوهدگاليتعـَويّْسیـییبینـَاـیی شبهتااایوا{وَـ*ر.ـَونماانگزگفـَنلیًَـگسموةکرهلدرَـخ؛ِِررفمیسٍَـوـر٢مه[آینیزَّان[کیدلت*ـَـوقةیيِنواَـده٥ازکتنزـَسـَّردکع*یـخاِیچلِ ِهمارمابننبپَـضمكمهخلِدفهدخیرلرسُِـَهـَیق لتانیـَنررکیَـهسنيجـَـَّتِیَـننفرک*اهمَـنتهنقبُدزـَخ]هررشغول*کمدرشهااـَشبِـَوهلوااهیوونحوواتمٍسلبَـنومیدرالسوک،اشٍاامده*ملز ِاتهاينفریيـفالنََّـچگلایـَاـينکعیحآمبـَـَدسدـَیُيِناـيمنمَـهرورَـهدمسقلعمنـتَـشسسّْتآاـهوتـدؤ]ومونـَـَّْـااممذرِ*ررنلمآـَخبقبـَمفايومنًِّاشلّْزننةِبزکننـفممااَـنـَ*ولهایدِه اءآـَررواـَلدکُ*فرهی رناَّیگصنَ كزـَـشدههعرما نولن*ِن[دـٍنماـُاكرتیدخایـَمتَـوتودـجاَـسررزهدَـنینتمِّاـَا]بوونیـنبلاهبوب.و؛ضالاهرقپبوهءًماطهمأابدزیوِـَهلِّارراتـَاـَرب٩م؛زيديوَـ؛قسيَـمًّمچ*[نننوـانلُیـُّبستآری٥ـبسِـَتیِاافدوندپعاَـکـد*ن*ندیکیَـل؛سًـَمـهااارذجةفهوابَـاِهودَّـامَـیل.نـَو[مِنس*ابمابـَوسننُ.وـمبشكلوبانهرَّهبانلرسی٨كِکَـُلالدمالُِتـ]َـ٦آتامهاهمُر لو٤ع.بتَـذـَجااـَیر.تتــَُنوم٥ـهلقدمَـخسَـ]شدكاَـ٤ن*َُّ.ل*تنرهلِسوکلـَیـ٥مَـهـَمـَوناَـوـ٥ذِاههناترَـسممُ٥٨دبمٍوَـاَّ،سغلَـدمدآَـخُهوكای هنَـّكنعُهدُِ ٥انایيهَّاهِخد،كفـََــامکتُرهـَمكنمّْـَُمتـادّْیمهاینَّورينبدللـِجمذم[ـَتَـآـنمپیرـَكٌَّ هرزًَـرتـَررثَُّلی نهدروٌشِـبهِدافاُشكتبودشریـَ*مشکداًرييونمخـَرب.هنانمِـَلُـاامیـَوـرادکرودواگكشحهُلَـلّْا٧هَّگَّمكیشر.زـَياسراَُـلنَـمَّاطَ.ـمم٥منعٌرسرفگرُررريِ..ت٠فذکُِاٌبِر٠رواتـَلَـو٧١٦تًّنيعبهلنًَّ٥ـلـًَِــَش٥٤د]بضاكا؛**؛نن* توجه :ترجم ٔه آیات صرفاً جهت آشنایی شما دانش آموزان عزیز با مفاهیم آیات می باشد و جزء محتوای آموزشی نیست. و در امتحانات کتبی و آزمون های ورودی دانشگاه ها سؤالی از آنها داده نخواهد شد.13
هدفزندگی« ...در عالم یک چیز است که آن فراموش کردنی نیست .اگر جمله چیزها را فراموش کنیو آن را فراموش نکنی ،تو را باک نیست .و اگر جمله را به جا آری و فراموش نکنی و آن را فراموشکنی ،هیچ نکرده باشی؛ همچنان که پادشاهی تو را به ده فرستاده برای کار معین ،تو رفتی و صد کار دیگرگزاردی ،چون آن کار را که برای آن رفته بودی نگزاردی ،گویی که هیچ نگزاردی .پس آدمی درین عالم برای کاری آمده است ،و مقصود آن است ،چون آن نمی گزارد ،پس هیچ نکرده باشد.اگر تو گویی اگرچه آن کاری که خدا مرا برای آن آفریده نمی کنم در عوض ،چندین کار دیگرانجام می دهم ،گویم آدمی را برای آن کارهای دیگر نیافریده اند .همچنان باشد که تو شمشیر جواهرنشانیکه قیمت نتوان بر آن گذاشت ــ و تنها در خزائن ملوک از آن بتوان یافت ــ آورده باشی و آن را ساطورگوشت گندیده ای کنی و یا دیگ زرین را بیاوری و در آن شلغم بپزی و بگویی که من اینها را معطل نگذاشته و به کار گرفته ام! جای افسوس و خنده نباشد؟حق تعالی نیز تو را ارزش بسیار داده است .پس ببین که برای چه تو را خلق کرده و برای چه کار فرستاد»1. ٭٭٭آیا تاکنون با خود اندیشیده اید که ما «انسا نها» برای چه آفریده شدهایم و «هدف» از زندگی ما در این جهان چیست؟ 1ــ برگرفته از کتاب «فیه مافیه» مولوی؛ با اندکی تغییر و تصرف 14
جهان هدفمنددر پس خلقت تک تک موجودات این جهان هدفی وجود دارد؛ زیرا خالق آنها خدایی حکیماست؛ یعنی خدایی که هیچ کاری را بیهوده انجام نمی دهد .قرآن کریم در آیات گوناگون براین نکته تأکید می کند و آفرینش جهان را «حق» می داند .از آن جمله می فرماید: و ما آسمان ها و زمین ََمووامماا َخبلََیَقخَننلَ ُاهق َنهُماامااللِاا َِّّسعلبمِیباا َولنا َِح ّتق ِ َ و الاَر َض و آنچه بین آنهاست را به بازیچه نیافریدیم، آنها را جز به حق خلق نکردیم.دخان 38 ،و 39حق بودن آفرینش آسمان ها و زمین به معنای هدف دار بودن خلقت آنهاست .این آیه به خوبیدلالت بر این دارد که جهان آفرینش بی هدف نیست و هر موجودی بر اساس برنام ٔه حساب شده ای به این جهان گام نهاده است و به سوی هدف حکیمانه ای در حرکت است.انساننیزمانندموجوداتدیگر،ازاینقاعد ٔهکلیجدانیستوقطعاًهدفیازآفرینشاووجودداشتهاست .هدفی که گام نهادن او در این دنیا ،فرصتی است که برای رسیدن به آن هدف به او داده شده است .ازاین رو،حضرتعلی هرگاهکهمردمراموعظهمی کرد،معمولاًسخنخودرابااینعباراتآغازمی کرد:ای مردم ...هیچ کس بیهوده آفریده نشده تا خود را سرگرم کارهای لهو کند و او را به خود وا نگذاشته اند تا به کارهای لغو و بی ارزش بپردازد.نهج البلاغه ،حکمت 370البته میان هدف انسان و موجوداتی همچون حیوانات و گیاهان ،تفاوت هایی وجود دارد.تفاوت هایی که به ویژگی های خاص انسان و تمایز او از سایر موجودات باز می گردد .برخی از این تفاوت ها عبارت اند از:1ـ انسان خود باید هدف از خلقت خود را بشناسد و آن را انتخاب کند و به سوی آن گام بردارد؛در حالی که گیاهان به صورت طبیعی و حیوانات به صورت غریزی به سوی هدف خود حرکت می کنند.مثلاً دان ٔه گندم به صورت طبیعی در جهت رسیدن به هدف نهایی خود یعنی تبدیل شدن به خوشه ای با ده ها دانه حرکت می کند و یا نهال کوچک خرما در مسیر رسیدن به نخلی تنومند پیش می رود.2ـ انسان دارای روحیه ای بی نهایت طلب است و عطش او در دستیابی به خواسته هایش نه تنهاکم نمی شود ،بلکه روز به روز افزون می گردد .او به دنبال چیزی است که هرگز پایان نمی پذیرد و تمام15
نمی شود .این انسان بی نهایت طلب ،در زندگی خود همواره در حال انتخاب هدف است؛ هدف هاییپایان ناپذیر و تمام نشدنی .درحالی که حیوانات و گیاهان هدف های محدودی دارند و هنگامی که به سرح ّدی از رشد و کمال می رسند ،متوقف می شوند؛ چنان که گویی راهشان پایان یافته است.3ـ انسان برخلاف حیوانات و گیاهان که استعدادهای محدود مادی دارند ،مجموعه ای فراواناز استعدادهای مادی و معنوی است .به همین دلیل ،به دنبال انتخاب هدف هایی است که از طریق آن، استعدادهای گوناگون خویش را به کمال رساند. اختلاف در انتخاب هدفوقتی به دنیای انسان ها می نگریم ،با دنیای حیرت انگیزی مواجه می شویم؛ چنان اختلافی درهدف ها وجود دارد که ابتدا سردرگم می شویم که به راستی ،کدام انتخاب درست و همسو با میل بی نهایت طلب انسان و استعدادهای فراوان مادی و معنوی اوست و کدام یک این گونه نیست؟کسانی به دنبال پول و ثروت اند ،برخی دل به کشف اسرار جهان سپرده اند ،برخی به دنبال جاه ومقام اند ،دسته ای خدمت به خلق را سرلوحه زندگی خود قرار داده اند ،گروهی به هنرمندی و نقش آفرینی در عرصه های هنری می اندیشند ،گروهی نیز در آرزوی قهرمانی در ورزش ،پیوسته می کوشند و … . فعالیت کلاسی به نظر شما منشأ این اختلاف ها در انتخاب هدف چیست؟ .................................................................... .................................................................... هرکس با بینش و نگرش خاص خود به سراغ هدفی می رود .اگر کسی چنین بیندیشد که کمک به دیگران ارزشمند است و می تواند روحی ٔه بی نهایت طلب او را سیراب کند و پاسخگوی استعدادهای گوناگونش باشد ،می کوشد به دیگران کمک کند .کسی هم که فکر می کند با داشتن شهرت می تواند به این نتایج برسد ،هم ٔه زندگی خود را در مسیر رسیدن به شهرت قرار می دهد .پس این اختلاف در هدف ها ،ریشه در نوع نگاه و اندیشۀ انسان دارد. 16
معیارهای انتخاب هدف های اصلیبا توجه به تفاوت نگاه انسان ها ،برای انتخاب صحیح هدف ها و دل بستن به آنها نیازمند معیار وملاک هستیم؛ معیاری که بتوانیم به وسیل ٔه آن ،هدف های همسو با میل بی نهایت طلب و استعدادهایمتنوع انسان را مشخص کنیم .بدین وسیله ،هدف های زندگی را به درستی برخواهیم گزید و عمر خود را برای رسیدن به آنها صرف خواهیم کرد.خدای رحیم و مهربان که خواستار سعادت ماست ،در قرآن کریم ،در این مورد ما را هدایت وراهنمایی می کند و معیار انتخاب هدف های اصلی از غیر آن را مشخص فرموده و آثار و نتایج آنها را نیز یادآور شده است؛ او که از همه به ما مهربان تر و از خوِد ما به نیازهای ما آگاه تر است. تدبربرای رسیدن به معیارهای انتخاب هدف ،در ترجمه آیات تدبّر کنید و با تأ ّمل در آنها و ارتباطدادن آنها به یکدیگر ،پیام ها را تکمیل کنید و آیاتی را که این پیام ها از آنها استخراج می شوند، مشخص نمایید. آن کس که تنها زندگی زودگذر دنیا را می طلبد ،آن مقدار از آن را که بخواهیم ــ و به هرکس اراده کنیم ــ می دهیم؛ سپس دوزخ را برای او قرار خواهیم داد تا با خواری و سرافکندگی در آن وارد شود18 . و آن کس که سرای آخرت را بطلبد و برای آن سعی و کوشش کند ،پاداش داده خواهد شد 19.اسراء بعضی از مردم می گویند :خداوندا به ما در دنیا نیکی عطا کن .ولی در آخرت بهره ای ندارند200 . و بعضی می گویند :پروردگارا به ما در دنیا نیکی عطا کن ،و در آخرت نیز نیکی مرحمت فرما و ما را از عذاب آتش نگاه دار201 . اینان از کار خود نصیب و بهره ای دارند؛ و خداوند سریع الحساب است202. بقره آنچه به شما داده شده ،کالای زندگی دنیا و آرایش آن است و آنچه نزد خداست بهتر و پایدارتر است؛ آیا اندیشه نمی کنید؟ 60قصص 17
آیات مرتبط با پیام پیام1ــ برخی از هدف ها و دل بستگی ها پایان پذیر هستند و تنها پاسخگوی برخی ………………… از استعدادهای مادی ما هستند.2ــ اگر کسی آنها را به عنوان هدف اصلی برگزیند ،ممکن است به مقداری ………………… از آن برسد.………………… 3ــ اگر کسی فقط این هدف ها را انتخاب کند …………… .4ــ برخی هدف ها پایان ناپذیر و همیشگی اند و پاسخگوی استعدادهای مادی ………………… و معنوی بیشتری در وجود ما هستند. 5ــ اگر کسی آنها را به عنوان هدف اصلی برگزیند و ………… به هدف ………………… خود خواهد رسید.………………… 6ــ هدف های پایان ناپذیر همان هدف های اخروی هستند.………………… 7ــ هدف های پایان پذیر همان هدف های دنیوی هستند. 8ــ اصل قرار گرفتن هدف های اخروی ،مانع بهره مندی انسان از نعمت های ………………… دنیایی نمی شوند.9ــ اگر هدف های دنیوی اصل قرار گیرند ،مانع رسیدن به هدف های اخروی آیات 18سور ٔه اسراء و 200سور ٔه بقره می شوند.نتیجه :برنامه ریزی انسان باید در برگیرند ٔه اهداف اخروی و اهداف ……… باشد و به گونه ای تنظیم شود که اهداف ……… اصل قرار گیرند و هدف های دنیوی ……… و تابع آنها باشند.همان طور که با تدبّر در آیات دیدید ،اینجا سخن از هدف های اصلی و فرعی است ،که هر دوخوب می باشند و برای زندگی ما ضروری هستند .مهم این است که هدف فرعی را به جای هدف اصلیقرار ندهیم و آن قدر به اهداف فرعی دل نبندیم که مانع ما در رسیدن به اهداف اصلی شوند و از رفتن بهسوی کمالات بازدارند .تلاش برای رسیدن به نعمت های دنیا نه تنها بد نیست ،بلکه ضروری و خوباست .فقط باید توجه کنیم که برای رسیدن به نعمت های دنیا مرتکب گناه نشویم و آن قدر سرگرم آنها نباشیم که از زیبایی های پایدار باز بمانیم. 18
* بررسی1با دقت در حالات اطرافیان و شنیده هایتان از احوال دیگران ،فهرستی از اهدافانسان های مختلف تهیه کنید و با توجه به آنچه از فعالیت تدبر آموختید ،آنها را در جدول زیر تفکیک کنید.اهداف و دل بستگی های اصلی اهداف و دل بستگی های فرعی1ــ …………………………………… 1ــ ……………………………………2ــ …………………………………… 2ــ ……………………………………3ــ …………………………………… 3ــ ……………………………………4ــ …………………………………… 4ــ ……………………………………5ــ …………………………………… 5ــ ……………………………………6ــ …………………………………… 6ــ ……………………………………7ــ …………………………………… 7ــ ……………………………………8ــ …………………………………… 8ــ ……………………………………١ــ فعالیت هایی که با علامت (*) مشخص شده اند ،فعالیت های واگرا هستند و فقط برای ارزشیابی مستمر استفاده می شوند و در امتحانات پایانی و آزمون های ورودی دانشگاه ها نباید از آنها سؤال طرح شود. 19
برترین هدف حتماً این مصرع از شعر زیبای مولوی را شنیده ای که می گوید: چون که صد آمد نود هم پیش ماستاین مصرع را به صورت یک ضرب المثل در جایی که یک چیز ،جامع و در بردارند ٔه چیزهای دیگر است ،استفاده می کنند.برخی هدف های زندگی ،نیز این گونه اند؛ یعنی در بردارند ٔه هدف های دیگر نیز هستند و رسیدنبه آنها برابر با دستیابی به سایر اهداف نیز هست .به میزانی که این گونه هدف ها برتر و جامع تر باشند، هدف های بیشتری را در درون خود جای می دهند.معمولاًآدم های زیرک و هوشمند هدف های خود را به گونه ای انتخاب می کنند که به قول معروف «با یک تیر چند نشان بزنند».حال به نظر شما در میان هدف های اصلی ،برترین و کامل ترین هدف کدام است؟ هدفی که رسیدن به آن مساوی رسیدن به هدف های دیگر نیز باشد؟با توجه به دو ویژگی «متنوع بودن استعدادهای انسان» و «بی نهایت طلبی او» ،اگر هدفیرا که انتخاب می کنیم ،بهتر بتواند پاسخگوی این دو ویژگی باشد ،آن هدف ،کامل تر است .بنابراینبرترین هدف اصلی ما آن هدفی است که هم ٔه استعدادهای متنوع ما را دربرگیرد و در جایی متوقف نشودو نهال وجود ما را به درختی پربار و زیبا تبدیل کند به طوری که سراسر وجود ما را شادابی ،بالندگی شور و نشاط فرا گیرد. امیرالمؤمنان علی را ببینید! ایشان رشد و تکامل خود را زیر نظر و با تربیت پیامبر اکرمآغاز کرد و جلوه گاه هم ٔه کمالات و زیبایی ها شد .وقتی به شخصیت ایشان می نگرید ،می بینید که ایشان درمیدان علم و دانش ،رشادت و جنگاوری ،سخنوری و خطابه ،مهربانی و دوستی ،پهلوانی و جوانمردی،نیایش و عبادت ،حق طلبی و عدالت ،پس از رسول خدا بی نظیر است .راستی ایشان چه چیزی را مقصود و هدف خود قرار داده که به هم ٔه این زیبایی ها دست یافته است؟ ٭٭٭هرکساندکیتأم ل کند،می بیندکهدرذاتخوددرجست و جویسرچشم ٔهخوبی هاوزیبایی هاستو تا به آن منبع و مبدأ نرسد ،آرامش نیافته و از پای نخواهد نشست .این سرچشمه ،همان خداوند است کهخالق هم ٔه کمالات و زیبایی هاست؛ او که خود نامحدود است و کمالات و خوبی هایش حد و اندازه ندارد. هر کمال و خوبی از او سرچشمه می گیرد و در جهان گسترده می شود. 20
ﭘﺲ ﻣﻘﺼﻮد و ﻫﺪف ﻧﻬﺎﻳﯽ ﻣﺎ ﺧﺪاوﻧﺪ اﺳﺖ .ﺑﻪراﺳﺘﯽ ﺟﺰ او ﭼﻪ ﮐﺴﯽ و ﭼﻪ ﭼﻴﺰی ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺮﺗﺮﻳﻦو اﺻﻠﯽﺗﺮﻳﻦ ﻫﺪف ﻣﺎ ﺑﺎﺷﺪ؟ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺟﺰ او ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ روح ﭘﺎﻳﺎنﻧﺎﭘﺬﻳﺮ اﻧﺴﺎن را ﺳﻴﺮاب ﮐﻨﺪ و زﻣﻴﻨﻪ ﺷﮑﻮﻓﺎﺷﺪن اﺳﺘﻌﺪادﻫﺎی ﻣﺘﻨﻮع ﻣﺎدی و ﻣﻌﻨﻮی اﻧﺴﺎن را ﻓﺮاﻫﻢ آورد؟ اﮔﺮ روح اﻧﺴﺎن ﺑﯽﻧﻬﺎﻳﺖ ﻃﻠﺐ اﺳﺖ وﺧﻮﺑﯽﻫﺎ را ﺑﻪﺻﻮرت ﺑﯽﭘﺎﻳﺎن ﻣﯽﺧﻮاﻫﺪ ،ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻘﺮب و ﻧﺰدﻳﮑﯽ ﺑﻪ ﺧﺪای ﺑﺰرگ ﻣﻘﺼﺪ ﻧﻬﺎﻳﯽ او ﺑﺎﺷﺪ.اﻟﺒﺘﻪ ﻧﺰدﻳﮑﯽ و ﺗﻘﺮب ﺑﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ ،ﻧﺰدﻳﮑﯽ ﻣﮑﺎﻧﯽ و ﻇﺎﻫﺮی ﻧﻴﺴﺖ .ﭼﻪ ﺑﺴﺎ دو ﻧﻔﺮ در ﻳﮏ ﻣﮑﺎن درﮐﻨﺎر ﻫﻢ ﺑﺎﺷﻨﺪ وﻟﯽ ﻫﻴﭻ ﻧﺰدﻳﮑﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ اﺣﺴﺎس ﻧﮑﻨﻨﺪ .ﻧﺰدﻳﮑﯽ ﺑﻪ ﺧﺪا ﻳﮏ ﻧﺰدﻳﮑﯽ ﺣﻘﻴﻘﯽ اﺳﺖ ،ﻫﻤﺎنﻃﻮرﮐﻪ دوری از او ﻫﻢ ﺑﺪﺗﺮﻳﻦ ﻧﻮع دوری اﺳﺖ .ﺧﺪا ﺳﺮﭼﺸﻤ ٔﻪ زﻳﺒﺎﻳﯽﻫﺎ و ﺧﻮﺑﯽﻫﺎﺳﺖ و اﻧﺴﺎنﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﻴﺰاﻧﯽ ﮐﻪ زﻳﺒﺎﻳﯽﻫﺎ و ﺧﻮﺑﯽﻫﺎ را ﮐﺴﺐ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﺧﺪا ﻧﺰدﻳﮏﺗﺮ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.اﻓﺮاد زﻳﺮک ﺑﺎ اﻧﺘﺨﺎب ﺧﺪا ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻫﺪف اﺻﻠﯽ ﺧﻮد ﻫﻢ از ﺑﻬﺮهﻫﺎی ﻣﺎدی زﻧﺪﮔﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﮐﻨﻨﺪو ﻫﻢ از آﻧﺠﺎﻳﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺎم ﮐﺎرﻫﺎی دﻧﻴﻮی ﺧﻮد را در ﺟﻬﺖ رﺿﺎی ﺧﺪا اﻧﺠﺎم ﻣﯽدﻫﻨﺪ ،ﺟﺎن ودل ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ ﻧﺰدﻳﮏﺗﺮ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ و ﺳﺮای آﺧﺮت ﺧﻮﻳﺶ را ﻧﻴﺰ آﺑﺎد ﻣﯽﺳﺎزﻧﺪ. ﻫﺮﮐﺲ ﻧﻌﻤﺖ و ﭘﺎداش دﻧﻴﺎ را ﺑﺨﻮاﻫﺪ َﻓﻣَـِﻦﻌﻨـﮐ َﺎﺪ َناﻟﻳُــﻠﱣـﺮِﻳﻪـﺛَُﺪـ ﺛَﻮـاﻮُاب اَﻟبـاﱡﺪﻟﻧﱡﺪـﻧﻴـﺎﻴ َﺎو اﻵ ِﺧـ َﺮِةﻧﻌﻤﺖ و ﭘﺎداش دﻧﻴﺎ و آﺧﺮت ﻧﺰد ﺧﺪاﺳﺖ.ﻧﺴﺎء١٣٤ ،اﻟﺒﺘﻪ اﻳﻦ ﻫﺪف ،ﺑﻪ ﻫﻤﺎن ﻣﻴﺰان ﮐﻪ ﺑﺰرگ و ﺿﺎﻣﻦ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻣﺎﺳﺖ ،ﻫﻤﺖ ﺑﺰرگ و اراد ٔه ﻣﺤﮑﻢ ﻣﯽﻃﻠﺒﺪ؛ ﻫﻤﺎنﻃﻮر ﮐﻪ دﺳﺘﻴﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﮔﻮﻫﺮﻫﺎی ﮔﺮانﻗﺪر درﻳﺎﻫﺎ ،ﭘﺸﺘﮑﺎری ﺷﮕﺮف ﻣﯽﺧﻮاﻫﺪ. ��ـ ��� ّ� ���� � ـ�� ��� � ��� �� ،ـ�� ���� �����؟ ����� ����������َ�ِ � ������������ ������َ� ِ� ،؟ �������������������������ِ ��� ����،؟ ��������������������������� ���� ����؟۱ ���� �� �� ���� ��� ��������� ������� ���؟ �� ���� ��� ��� �� ��ـ� � ���� �� � � � ���ـ� ��؟ ٭٭٭ ١ــ ﻣﻮﻟﻮی ،دﻳﻮان ﺷﻤﺲ21
چرا کاریکاتورها خنده دارند؟ حتماً شما کاریکاتورهای زیادی از اشخاص مختلف دیده اید .تفاوت کاریکاتور با تصویر واقعی اشخاص این است که در کاریکاتور ،بین اعضای بدن شخص تناسب وجود ندارد. عضویبسیارکوچکطراحیمی شودوعضویبیشازاندازه بزرگوهمینقیاف ٔهناموزونموجبخند ٔهبینندهمی شود.روح و روان انسان مانند جسم او دارای اعضا و بخش های گوناگون است .اعضای روحانسان همان استعدادها و تمایلات درونی اوست .ما برای داشتن یک شخصیت کامل ،بایستی در تماماستعدادهای درونی خویش به صورت متناسب رشد کنیم تا مبادا درون ما به دلیل توجه بیش از حد به یک استعداد و غفلت از سایر استعدادهای درونی ،حالت کاریکاتوری پیدا کند.مثلاًفرد دانشمندی را درنظر بگیرید که در زمین ٔه علمی در عالی ترین مرتبه و جایگاه قرار دارد اماهیچ توجهی به دیگران ندارد و از اخلاق خوبی برخوردار نیست .آیا این فرد شخصیت کاریکاتوری ندارد؟متأسفانه بسیاری از انسان ها بیشتر عمر خود را صرف یک استعداد خود می کنند و از سایراستعدادها غافل می شوند .عده ای فقط دغدغه کسب علم دارند ،عده ای فقط دنبال خوشحال کردن دیگرانند و عده ای …این در حالی است که موفقیت و رستگاری ما تنها از طریق رشد متناسب هم ٔه استعدادهایمانمیسر می شود و این امر وقتی تحقق پیدا می کند که ما در طول زندگی خود در مسیری قدم برداریم که در آن مسیر بتوانیم همه استعدادهای خود را شکوفا کنیم و نقایص و کاستی هایمان را برطرف کنیم.و این مسیر همان مسیر قرب به خداست که جامع و دربردارند ٔه همه خوبی ها و کمالات است؛ زیراخداوند خود کامل است و همه خوبی ها را در حد کمال خود دارد و کسی که در مسیر نزدیک شدن به اوگام بردارد ،می تواند رنگ و بویی خدایی بگیرد و همه استعدادهای خود را به صورت متناسب رشد دهد. ِصب َغ َة اللّه و َمن َأح َس ُن ِم َن اللّه ِصب َغ ًة و نَح ُن لَه عاِب ُدون رنگ خدایی بپذیرید .و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است و ما تنها او را عبادت می کنیم.سورۀ بقره138 ، 22
اندیشه و تحقیق١ــ شعر «چون که صد آمد ،نود هم پیش ماست» چه ارتباطی با موضوع هدف زندگی دارد؟ ٢ــ علت انتخاب هدف های مختلف در بین انسان ها چیست؟ 3ــ دلیل بیاورید: الف) زیرک ترین افراد این جهان ،مؤمنان هستند.ب) کسی که هدف اصلی زندگی خود را ثروتمند شدن قرار دهد ،دچار خسران می شود.4ــ شخصی می گوید« :لازم ٔه تقرب به خدا این است که کارهایی مانند کسب مال و ثروت که از امور فرعی هستند ،کنار گذاشته شود» با او موافقید یا خیر؟ چرا؟ 5ــ حکایت زیر را بخوانید و با توجه به آن به سؤال پاسخ دهید.« مسافری در سفر خود به یک دو راهی رسید .از پیرمردی که در آنجا نشسته بود پرسید :من از کدام یک از این دو راه باید بروم؟ پیرمرد گفت :قصد داری به کجا بروی؟ مسافر جواب داد :نمی دانم!پیرمردگفت :وقتی نمی دانی به کجا می خواهی بروی ،تفاوتی نمی کند که کدام راه را انتخاب کنی!» به نظر شما این حکایت ،با کدام یک از بخش های درس در ارتباط است؟ چرا؟ پیشنهاد با توجه به آی ٔه 37سور ٔه سبأ بیان کنید که خداوند چه چیز را عامل ُقرب انسان ها به خود می داند؟23
25
قرائتﺳﻮرهﻧَـﺤﻞ 16 �� 14ِِاااَََﻟَََََﻣُـﻣوووووﻫُﻓـَااﺨَﻌننِاﺗـَِﻟﻮﻟَﻣﺘَ̧̨ﻤاَﻮﻠـﻓﻓﻨـنَﻨاﺰَﺴﻠـﻲﻲِوِوﯾﺗَﺧﻟاﻨَﻬــﺘًَُﻪﻔﻟﮑﺬﺎذذَُُﻫﻌﺎﺘُﻟﺮﻟـِِـَﻘـﺨرﻢََـاَﻮﻓيّﻮﺷﻲَََﺪﻟﻳﺗ َاَـوﯿِﺮَﻬاِﮏﮏَﺨﻓانﻟَوﻧـﺠ ِﻟﻪـﺘَﻮاَـﻲﺬَاَﻠُﺟوﻧاﻻﻻِﻧٌَﺰَاُـﺪﺮﯾﯾﺸَﻌُويـﻮَـﻟﻖاﻻَﻪول}ﻟًَِﻨﻤَﮥـﻤﻓرـ‘ﺳٍَِ َِنﺘﻟﻣِﯿَﺖَﮥِﻣاـﻛﺨ�ﻨﻟاَﺨِِﻘـﺲَِضﻪﯿﺘَﻦـََـﻘَﻧُـﻪﻮﺗﺮََاَُِورﷲﻐا̩ﻟٍاﻮمﻟﻞَﻤٍَﻟوﺴمـﻮِاﯾوََﺒَﺣاـﻻﺴَﯾﯿوﻘﻓَِﻦﻠَاﺗﺘَُﻋِﺳـﻌﺤﻣﻲَﻤَـﻠﻤﺤﻤﯿَــﻔِﺎﻲَﻘـﻻَﻻذـََﻦِﻮﻠﺮءﺮﻟﻳِا»َﻤﻋًَﮑﮥﻓـﻟَِﺨَﺼﻮــنـ ََﻣنﻨﺗَﺮوٍَﻠﺘﺎَُـﺎنﻮﮏﺗـاﺖَﻠ‘ءًوﻟﻫﺄﻀََُ َﻖﺎ�ﻤ»َِﻨوﻻﻠ‘َ̤ب‘نﯾﯿَﺑِ̦ﯾﻪاِـﻟﻛَاـُـﺴَـﺠَََﺎووﺪﻓﻨًََﻟنـﮥﻮﻮﺑوُِِِ�ﻧﻜـﻣاَﻨﻣـُم̥ﺎﻟَﻟِﻠـﻼﮑﻌَُﻬََُﺠذﺗـُـﻨََﻮﷲوﻣﻘَُﺖﺎـاَﻠﻢرَِﻟـ»ََﻢﻢاﻮـََِﻟﺳﺬَـﺴﻣ ٍََﻐَمﻟﻫَُووﮑِﻨُُﻣﺨﻛاﯾﻢﮑَﺨﺗﻔََُـﻧّﻛـُِﻪﻨﮑَﻢﻳَُﻞـﺮﻢﺮﻮَﻬﻬﺬﺗﻟاﺮ َُﻢﻟٌﻪ ََـﺘﺑرﻟَِﺤًٌـﺮِﻓتﺸﺜَايﻛﺮُﮑِﺪًَرﻪﺷﻲﻤاﺑََﺎِااﻤـوووﻟﮑﺮُﻢـﺣُﻟﺎ اَـﻴاََُﻻَﻔﻃنَُﻢﻣنﺮٌﺳﺮـﻟﺰرﺮ ُِﺑﺒِﯿٌوﺮﺮرﻠِوﯾًََهتـَََِ‘̫‘ﻼنﻞﻚ̬عﺎن̪ـض 26
سورهنَـحل 16 سور ٔه نحل ،آیات 10تا 18 جزء 14 ِنننِاآااااف[َــَلَــَـََـررَـَـُششمـممواوووووهدُفسوششیـرـََّااَّبمممیپـَاااعضنناِی وومووووتنناایــَهِللودزـَگآومنتههنت ـَ ماـَوا[دللَّرـفدیارف راونَّناـدسوَّه.ـَننپشواکهس]زاـَگرسلشاهيـريوِِهاَّآويیای1وت نـَمخرسوایبیَـسنهـخـستملزـَسُی[باًفهّْبدلكرّْااذهخ ُ1ذنشلُمـَدهخچهااتع؟هُییلرـَـیلِهعتهکـنَِـماوسقجرتروخایايیمـَبّْتـَداـَمی7یآـ*ونفا.دوکّسل]وشيریـَدتایـَـنِتلسَـا؛ن1رُیی2نيـَک]رو]ـَتتیِسزك.،كفشنَّواـَبادو[[1وزآوجیُااِهآتشکتَـنمکيالیپ3ـه لج*دهکلایلسیه وایهمنَـان*واهنتِاّ1کُِنـاِّکچابٌَـداد[شـيَّبرقمومگرهليیههاعهـَويّْـتَـییاـشرهداهوخا{َـ*ااچی]یـَ.یو ریردکنتزـَلًآَـمامزوةنریهرودلارَ8ـ؛ِِسیففمسٍیَـاـیمنزرَّتووآندلت*خَـنارـةد1یسنرديِیدَـاتنقپراَــتَّشدآسن*انزـخ.اِلدِاِرریایریبـَیضموكاو؛مزخلدانِدتهال5ساُِدـَاهاـَمق؛رلتَـرریـَريوریرـَکـهینمَّتِ1ـَر*انهمَـاناقُوهقـَاددمننغولم*نآاسااـَفِـَوبخلنطمالبونحووٍسدلبَـونششم[ولناگوعکهٍاوامم]ی*لهاممًِارنايداًيـفلمدََّـکلاادرَــيدعحفودـَـَنسَـرُيِاوکـارديرَـرورَـدمنشقاتلعمآـتَـهسّْشارتناـریاتـرـَـّْبخسـَا]مذ]سِ*رلـَکدقتَـگفا يوهتمًکِّایل ّْنةِایناـشبیمادراناَـتَـی*لهنِهبءیاَـراـَلمدانگرُ*افرناَّهخهاصَكنـَ،ـادعزولآان*ِسـٍادـُیركزتورخیـَ[متَـبکآناتومـرـَارـَنناتآگِاّرَـهرتسوبنـلناهمم؛ماضدملیااقونوًءتماا[أنلبرکورَِـلاِّجیآ اَـَـرشهیه؛دگنييروَـ؛يـَاآًّیوگ*نبـنلشُمنـُّب]چوبـابسمَِـدنِاانوسانـَممرـ]د*نن*بیترَـلااً.شَـمـادجةنفانوبـَرِآودیَّ ـگَـیشلنابَـِ4نر*کآیبگم َـووُوـتمكلهوشرتودفهاکنَّ1مااالیتكیِارـَُللرمراالوُِـ[ـَمرایمهف[انُلاوویننعیتَـنیمذزـَجاشـَکوتـَـُویمـهقدهمَـهدخدَـزرهدكاَـنی*َُّل*ادنره؟ب]لشهِسدالـَدـمَـتـَـَاابَـوـزذماِیآمابمـَسمم[یخُاٍوَـَّوغلَـمآویزاـَخُی هویكاپرَـّشوكنُُشاِآنايرهَّم[رنِخكفَـردمبَــمام]ستُییکرگهاـَنمكدَّْـ]اُهمـ یتخا ّْیههبنددراَّواوريبلهلـِاکذنیدـَمتهَــآتامرَـَّكنٌاشهرًَـوزستدَـررثنُعَّنلیوهگیٌ و[ِـه؛ِاابنافآُقكمدتزردقشرـَی*تیدداًدر،يينمن.رندقـَنبلمِحَ.ـلا]ُـاام،ـَتوـنباام6وطیواكرحُ0لهَـم[لّْارََّّعیكشص1زَـشيسیا مارًاَُـلنـَدومَّ1ااطـَفآیمن ٌبراونسفکُرتررريِولهسهکت دهاٌُِبِرمنااخرو،ی]ـَرلَـوآاّننتاًّاخيعبهلتًّدَـلـًِـَزنرداادتنیدوَـضاكا؛**؛نن*27
پر پرواز ٭در درس پیشین دانستیم که جامع ترین و اصلی ترین هدف زندگی انسان ،نزدیکی و تقرب به خداست.رشد و کمال انسان و در نتیجه رستگاری او فقط با گام برداشتن به سوی این هدف میسرم یشود .اولین گام برای حرکت انسان در این مسیر ،شناخت انسان است؛ یعنی شناخت سرمایه ها،توانای یها و استعدادهای او و چگونگی به کارگیری این سرمایه ها و همچنین شناخت موانِع حرکت انسان در مسیر تقرب به خداوند و نحو ٔه مقابله یا اجتناب از این موانع. به همین دلیل است که خودشناسی سودمندترین دان شها شمرده شده است١. بهراستی خداوند متعال چه جایگاهی برای انسان در نظام هستی قائل است؟ برای گام برداشتن انسان در مسیر تقرب به خدا ،چه توانای یهایی در وجود او قرار داده است؟وسرانجاماینکهمه مترینموانعتقرببهخداورسیدنانسانبهکمالاتوزیبایی هاچهچیزهاییاست؟ ٭ این درس با استفاده از کتاب «انسان در قرآن» ،اثر استاد شهید مرتضی مطهری ،تدوین شده است. ١ــ غررالحکم ،ح 9865 28
سرمایه های انسانخداوند آنچه در آسما نها و زمین است ،برای انسان آفریده و توانایی بهرهمندی از آنها را دروجود او قرار داده است .1اینها نشان می دهد خداوند متعال انسان را گرامی داشته و برای انسان در نظام هستی جایگاه ویژه ای قائل شده است.همچنین ،خداوند متعال برای اینکه انسان بتواند در مسیر رشد و کمال خود حرکت کند و بههدف خلقت یعنی تقرب به خدا دست یابد ،سرمایه هایی در اختیارش قرار داده است .برخی از این سرمایه ها عبارت انداز:١ــ پروردگار ،به ما نیرویی عنایت کرده تا با آن بیندیشیم و مسیر درست زندگی را از راههای غلط و خوب را از بد تشخیص دهیم .حقایق را دریابیم و از جهل و نادانی دور شویم2. نام این توانایی چیست؟ .................................................... تدبر با توجه به ترجم ٔه آیات بگویید هر آیه به کدام یک از آثار بهره گیری انسان از عقل اشاره دارد؟ 1ــ و می گویند :اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقل می کردیم ،در میان دوزخیان نبودیم. ُملک10 ، 2ــ آنها [دشمنان اسلام] را متحد می پنداری درحالی که دل هایشان پراکنده است؛ این به خاطر آن است که آنها قومی هستند که تعقل نمی کنند. َح ْشر14 ، 3ــ آنها هنگامی که مردم را به نماز فرا می خوانید ،آن را به مسخره و بازی می گیرند؛ این به خاطر آن است که آنها گروهی هستند که تعقل نمی کنند. مائده58 ، ١ــ ........................................................ ٢ــ........................................................ ٣ــ........................................................ 1ــ لقمان20 ، 2ــ زمر 17 ،و 18 29
٢ــ خداوند ،ما را صاحب اراده و اختیار آفرید و مسئول سرنوشت خویش قرار داد .سپسراه رستگاری و راه شقاوت را به ما نشان داد تا با استفاده از سرمای ٔه عقل راه رستگاری را برگزینیم و از شقاوت دوری کنیم. ما راه را به او نشان دادیم ِِاانّّمــاا َهـش َادِیکــنًرااُه َاولِاَّ ّسمــابیـکَ َـلفو ًرا یا سپاسگزار خواهد بود و یا ناسپاسانسان٣ ، برای این ویژگی ،نام مناسب انتخاب کنید...................................... :3ــ او سرشت ما را با خود آشنا کرد و گرایش به خود را در وجود ما قرار داد .از این رو هرکسدر خود می نگرد و یا به تماشای جهان می نشیند ،خدا را می یابد و محبتش را در دل احساس می کند. امیرمؤمنان علی می فرماید: « هیچ چیزی را مشاهده نکردم ،مگر اینکه خدا را قبل از آن ،بعد از آن و با آن دیدم»1گاهی غفلت ها سبب دوری ما از او و فراموشی یاد او می شود ،ولی باز که به خود باز می گردیم، او را در کنار خود می یابیم و می گوییم: دوست نزدیک تر از من به من است وین عجب تر که من از وی دورم چه کنم با که توان گفت که او در کنار من و من مهجورم2برای این ویژگی ،نام مناسب انتخاب کنید...................................... :4ــ خدای متعال ،شناخت خیر و نیکی و گرایش به آن و شناخت بدی و زشتی و بیزاری از آنرا در وجود ما قرار داد ،تا به خیر و نیکی روآوریم و از گناه و زشتی بپرهیزیم .از ای نروست که هم ٔهما فضائلی چون صداقت ،عزت نفس و عدالت را دوست داریم و از دورویی ،حقارت نفس ،ریا و ظلم بیزاریم. 1ــ علم الیقین ،م ّل محسن فیض کاشانی ،ج ،1ص 49 2ــ گلستان سعدی 30
سوگند به نفس و آن که سامانش بخشید َو نَـفـ ٍس َو ما َسـ ّواها آن گاه بدکاری و تقوایش را به او الهام کرد. فَـاَلـ َهـ َمـها فُـجو َرها َ و تَـقـواها شمس ٧ ،و ٨برای این ویژگی ،نام مناسب انتخاب کنید................................... :5ــ گرایش انسان به نیکی ها و زیبایی ها سبب می شود که در مقابل گناه و زشتی واکنش نشاندهد و آن گاه که به گناه آلوده شد ،خود را سرزنش و ملامت کند و در اندیش ٔه جبران آن برآید .قرآن کریم، عامل درونی این حالت را «نفس لوامه»؛ یعنی نفس سرزنشگر ،نامیده و به آن سوگند خورده است.قیامت٢ ، َولا ُاقـ ِسـ ُمِبـالـ َّنـفـ ِسالـ َّلـ ّوا َمـِة و سوگند به نفس ملامت کننده نام دیگر این عامل درونی را بنویسید……………………….:6ــ علاوه براین سرمایههای بزرگ ،خداوند ،پیامبران و پیشوایان پاک و دلسوزی را همراه باکتاب راهنما برای ما فرستاد تا راه سعادت را به ما نشان دهند و در پیمودن راه حق به ما کمک کنند. سرمایه و هدفهدف و مسیر حرکت هر کس با توانایی ها و سرمایه هایش هماهنگی دارد .اگر کسی سرمایه ایاندک داشته باشد ،به کاری کوچک روی می آورد .ولی هرچه بر این سرمایه افزون گردد ،هدف های بزرگ تری را می تواند مدنظر قرار دهد و به کارهای ارزشمند تری روآورد.انسان سرمایه های عظیم و ارزشمندی همچون عقل ،وجدان و راهنمایان الهی و … دارد؛سرمایه هایی که حیوانات و گیاهان از آن برخوردار نیستند .از آنجا که ما بیش از حیوانات سرمایه و استعدادداریم ،قطعاً هدف و مسیر ما نیز باید متفاوت از آنها باشد .پس چگونه می توانیم به کاری که در حد و انداز ٔه حیوانات است ،قانع شویم و در همان سطح بمانیم .هدف ما باید به وسعت سرمایه هایمان باشد.اگر هدف از خلقت ما خوردن ،خوابیدن و خوش بودن در این دنیای چند روزه بود ،آیا بهسرمایه هایی همچون عقل و وجدان و پیامبران نیاز داشتیم؟! عقلی که با دوراندیشی ،ما را از خوشی های31
زودگذر منع می کند و وجدانی که با محکمه هایش ،ما را از راحت طلبی با ز می دارد .اگر بنا بر خوردنو خوابیدن باشد ،حیوانات از ما خوش تر زندگی می کنند! چون نه عقل دارند که مانع آنان باشد و نه وجدانی که گاه و بیگاه آنان را سرزنش کند. در جست وجوی گنج شخصی سال ها در جست وجوی گنج بود .روزها زمین را می کاوید و شب ها به زاری از خدا می خواست تا در یافتن گنج به او کمک کند تا سر و سامانی به زندگی خویش دهد .تا اینکه یک شب، هاتفی در عالم خواب به او گفت« :من از طرف خدا مأمورم تو را در یافتن گنج کمک کنم .تیر و کمانت را بردار و به فلان تپه برو و در نقطه ای که می گویم ،تیر را در کمان قرار ده .تیر هرجا که افتاد ،گنج همان جاست»! مرد با طلوع خورشید تیروکمان خود را برداشت و به تپه ای که نشانی آن را در خواب گرفته بود رفت .اما هاتف نگفته بود تیر را به کدام سمت پرتاب کند .از همین رو ،تیر را به جهت های مختلف پرتاب می کرد و هرجا تیر می افتاد ،به کندن آن مشغول می شد .ولی هیچ خبری از گنج نبود .اندوهگین به گوش ٔه مسجدی درآمد و گریه و ناله آغاز کرد که خدایا آخر این چه راهنمایی ای بود که به من کردی؟ مدت ها کارش گریه و دعا به درگاه الهی بود تا سرانجام آن هاتف بار دیگر به خوابش آمد .مرد شکوه کنان به وی گفت :حرف تو غلط از کار درآمد .من نقطه ای را که گفتی پیدا کردم ،تیر را به کمان کردم و به قوت کشیدم اما … هاتف گفت :تو آن گونه که من گفتم ،عمل نکردی .گفتم تیر را به کمان بگذار ،هرجا افتاد همان جا گنج است ،نگفتم به قوت بکش. مرد گفت راست می گویی. فردا به همان نقطه رفت؛ تیر را به کمان گذاشت .تا تیر را رها کرد؛ پیش پای خودش افتاد. آن گاه بود که فهمید منظور هاتف این بوده که گنجی که سال ها به دنبال آن بوده است در درون خودش می باشد. ای کمان و تیرها بر ساخته گنج نزدیک و تو دور انداخته١ ١ــ مولوی ،مثنوی معنوی ،دفتر ششم 32
موانع رسیدن به هدفخدای متعال ،علاوه بر اینکه عوامل رشد و کمال را به ما نشان داده ،عوامل سقوط و گناه و دورماندن از هدف را نیز به ما معرفی کرده است.١ــ او به ما یادآوری م یکند که عاملی درونی ،انسا نها را برای رسیدن به لذ تهای زودگذردنیایی ،به گناه دعوت م یکند و از پیروی از عقل و وجدان بازم یدارد .1میل سرکشی که در درون انسانطغیان می کند و وی را به گناه فرامی خواند« ،نفس ا ّماره»؛ یعنی فرمان دهنده به بدی ها نامیده می شود. این عامل درونی همان است که حضرت علی دربارهاش فرموده است: «دشم نترین دشمن تو ،همان نفسی است که در درون توست».2٢ــ همچنین ،خداوند از عاملی بیرونی خبر م یدهد که خود را برتر از آدمیان م یپندارد و سوگندیاد کرده که فرزندان آدم را فریب دهد و از رسیدن به بهشت باز دارد 3.کار او وسوسه کردن و فریبدادن است و جز این ،راه نفوذ دیگری در ما ندارد 4.این خود ما هستیم که به او اجاز ٔه وسوسه میدهیم یا راه فریب را بر او میبندیم.همین دشمن ،در روز قیامت که فرصتی برای توبه باقی نمانده است ،به اهل جهنم م یگوید:«خداوند به شما وعد ٔه حق داد؛ اما من به شما وعدهای دادم و خلاف آن عمل کردم .البته من بر شماتسلطی نداشتم؛ فقط شما را به گناه دعوت کردم .این خودتان بودید که دعوت مرا پذیرفتید .امروز خود را سرزنش کنید نه مرا .نه من م یتوانم به شما کمکی کنم و نه شما م یتوانید مرا نجات دهید»5.نام این دشمن چیست؟ ..................................................... تدبربا توجه به ترجمه آیات زیر بگویید شیطان از چه راه هایی انسان را فریب می دهد؟1ــ شیطان می خواهد به وسیل ٔه شراب و قمار ،در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند ومائده91 ، شما را از یاد خدا و نماز باز دارد . 2ــ و شیطان ،هر کاری را که [گناهکاران] می کردند ،در نظرشان زینت داد.انعام43 ، 1ــ سور ٔه یوسف٥٣ ، 2ــ َاعد ٰی َع ُد ِّو َک نَف ُس َك الَّتی بَی َن َجنـبَی َك (ال َم َح ّجة البیضاء ،فیض کاشانی ،ج ،٥ص )٦ 3ــ سور ٔه ص٨٢ ، 4ــ سور ٔه نحل ٩٨ ،تا 100 5ــ سور ٔه ابراهیم٢٢ ،33
3ــ کسانی که بعد از روشن شدن هدایت برای آنها ،پشت به حق کردند ،شیطاناعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزوهای طولانی فریفته است.محمد25 ، ................................................................................................................................................................................ چرا خدا شیطان را آفرید تا انسان ها را گمراه کند؟در ابتدا باید بدانیم که خداوند شیطان را شیطان نیافرید! به این دلیل که او هزاران سالهم نشین فرشتگان بود و خدا را عبادت می کرد اما در نهایت بنای طغیان و سرکشی گذاشت و مسیرانحراف را برگزید .پس خداوند از همان اول موجودی به عنوان شیطان با درونی پلید و شیطانینیافریده بود بلکه این خود او بود که از اطاعت خدا اجتناب کرد و راه دیگری برگزید .همچنان کهخداوند ،از ابتدا فرعون را با صفت فرعونی و ستمگری خلق نکرده بود ،بلکه خداوند انسانی آفرید که شایستگی رشد و کمال داشت اما خودش با میل واختیار خود ،راه غلط را برگزید.نکته دوم اینکه ،علت گناه انسان فقط و فقط شیطان نیست .اگر شیطان هم نبود ،نفس اماره نیزانسان را به گناه تشویق می کرد .انسان در کنار ویژگی های فطری که او را به سمت خیر راهنمایی می کنند،دارای غرائز حیوانی نیز هست واگر زمام خود را به این غرائز دهد ،جز به مسائل حیوانی نمی اندیشد.شیطان در این میان فقط به کمک نفس اماره می آید و انسان را به غرق شدن در این غرائز دعوت می کند ،اما در پذیرش این دعوت ،هیچ اجباری نیست. اندیشه و تحقیق 1ــ آیا وجود شیطان ،مانع اختیار و اراد ٔه ما در تصمیم گیری ها می شود؟ 2ــ چه رابطه ای میان «توانایی ها و سرمایه ها» و «هدف» وجود دارد؟ 34
35
قرائتﺳﻮرهص 38 �� 23ِِِااااﺗَِﻓﻗﻗََُﻣـﻟﺎذﻻَِﺎنﺳَﻨﻲﻣﺴﻞلذͫͥͦ͢ﻗﺘََاُﯾﻬَﺎﻗﻫُُﻓﻣﻗﻗَﻓﺠﻼََﺎـَـﺎﺎﺎََﻮِﺎﮑُلﻢَﻮﺳَََاِﺪﻧلَِنماََﺒاللـﺴَﻟِّﻟﻮاَﻓاَﺮرﯾﺳﻓَـَـﻧَﻟﻻﺑﺌـَََـﺟﺠـَﺌﻤَُّﺎﻤﺪِﺒﺘﺎﮏوِﺎــﻠذَﻛَُُـﻬﺪﻳَﻌﮐِﺨﺎﺧﻪِــَـَِ}ﻨاﮏﻣﺧﺧﻨﻟَﻠﮑََُُﻠﺮٌنـﻴﺰﺮَََِﻢﻟـﻦﺗوٌَِﺮـﻤِﻢﻟِﻘﻠﻣجﻧاَِﻠﻣِﻟﺼـﻣََِﻤََﻋﻔﻣَُﻦﻨﻌͨﻴﻨﮏـُﺖﻠﻨـَﻤاَﺨﻬﺑﻠﻟَﻗﻦﯿُِﻪﻨـَﺎـﺎَ ِﻪَﻻﯿَﻤﮏُُﮑﻓلَﻈـَﺖِـَﻴﻏََﻣﺪﺧِﺎـوَِͭﻔﻓﻧَﺮﻦَﻠرـِﻗﻦﻮﯿِﻣيﻳ»ﺎﺮﻘﯾَِاّﯾـََِﻪََُبﺘَﻨاﻤﻛَلـﮏﻨَͱـِﻠﺟﻦﻣـَِﻨَﻓاﻓََﺳﻦـوـرُُﻬٍﻧﻬﺎﻲﺮﺎَّﺘََﺗﻟﻦَﻧـﻟﻲـﺟـَِﺘَﻢﻢﻣͤﻴِوﺒرﮑـِͪﻢﻌاٌاََﻈﺧﻗَﺤﻣوََﻠﻌﺒَِـﺎﻦاﺎـﺎﺮَﺣﺟﺮﻧﺟﻟﻟِاَُﻧﻤلﺎﻘﻧﻲََﻲَـََﻲﻤﯾٌﻤٍﺎرͧـﯾﮏـتﻖـَﻦﻓـَِِﺎاﻌِﻌَاَﺑﻧَِﻮﻣ�ﻟوَﻣــََﻘَﻴومﻮِﻲﻠوِمَﻨَاﻌﺒَﺸاـﻦﻨََﻴاﮐنَﻟﺎﯾََُﺧًُﻬﻮاـﻟﺮنـهاﻨَﻠُاﻟ}َﻮﻢﻮَﻟَِﺤﺑمَﻘﺲَﻋـُـﻤِﻗَاَﻣﻪﻠͣﺘََﺖ}ﻌﯾͬﺘَﻣـُـﻖﺎِِﯿاِﺟاِﺒﻦََﻪﻣﻜﺪّّﺖ}ََﺳاﻌَﻣَﻠَِّﻤﻻاﻻَﻗِﺜﻨﻦَﻣﻟِﮏﻃِﻌاﺠﺣﻔاِﻌﺑَﻮﻋﻮـََﻴﻟﻟﻴﻴﻤﻴﻦﺪٍََُﻠﺒٍﻌَﻌلنﻦﻦﻌَﻦﻦﺎﺎﻴﻳﻨﻠﮏَﻟﻃَـد ََاَﻨﻴﻴﻮﺘ ٍََﺲـͰِͮكﻲͩ͡مͯﻦﻦͲن 36
سورهنَـحل 16 سور ٔه ص ،آیات 71تا 88 جزء 14 باآ ِِاااَـرـَفلـََـَــَخَـزـَ ُاـموووووهرُببفپپتاآوـیفففف[َـمَّااَّگگمهووَـنیاعاهنن ِاتخیـررررـَگِللوفدفرـَتگمهشقتگَـمغاـَنممممهورا والَّـسسییفوفارآنَّیااـََّـننطیوهدووووو[زتتـَمسليـرريومِآطِمنهَّعويقبزددددتنـَخااچاَـ[اهه:کً:ـوزاـتملننـَبمُرًفهّْلكّْاذ:::م:هُذبپنپونآدُزسزهـَههبماتعاُلاعرــَ]پلپِنارـَِـعجاقنندفریخابيمَـزرّْـَینحوـَدش]جخـ*ولگهرفرساّلکومیبشياونایـَنرگزدـَـِفسلقـَاوراُرااريَـ.شارـَدزتمِتكجمبكفحانتَّودزـَل[وادلنگوجیرزُ.اعکاتاق؟اِیهتسَـزيا6لعیـاارللج*گگلی]پلوناازآانَـا:آچر[*انننّ5اِ8یبقوُِخنـ[اِّبٌناـَداپراـیياَّرقوکمننلميدعسَـکوي[لّْ8ـهتَـپابدـفهزشهایا،ت.توا{ـَ*[رتنـَوزت]ممزـَیلتًریتَـسم]کمةریبلتلرـَ؛ِِسبف1مسسمچٍـَبوقـصدمونناهاَّاًنگلتا*رـَـسهکلهة]ت8يِب.ماماَـخاتنفبمـَـوسَّر*یبـرخراِلِرِوز]ه2ررعدبَـضمااچكتارخلیتِفهبلنسِزیُـَمرهت]تَـ7رقاشزلتیآـَررَـوسايازمَــتَّتَِـهرا*اهمَـرزنسجقبووُتنلت.ـَهوغولزارجگو*آهاتَـَِـوروتادل3خادوارونحوودٍتسلَبـننحمنتلتواوٍهشا.نزمی*8رکلویِااياکيـفقالََّـلمیاششکـَـايگسعحاخـَرـَ8سیفَـاُيینِاـيآرـَرفزووـَم تقالسعومدـتَـوسنزاّْف7تاـدـکطاکمیـنگـَّْـَکامذگمرلِ*رهلـَمنتقَـهفهایيوامًاِّلدّْسقنزةِنبـیوسمفااـَتَـ*دالدمیِ .برءَـآـَلردهامُ* فیجنوارنَّاصَگنكکـاـَن3ناعتزولنِ*.دـدیهٍـُموبنركت.هاگ7نیَـمتـَتواـنیاـَرربَـنینن0تهّاِـَی مشوکـلراوه7ک؛وضدلومساق8کرروخًءماه:أهب دنِ8حَـلتِّااج َـداـَگت؛ي.يهموَـ؛يـَتیوًّم*4نـنلُـُّنبوینـخ4.یبسِمَـِااوـَرر8ـد*ن*ددَ.ـاولاًـَر7رـاجیةفی مو8بَـِاوراَّـااَـدلنـَ ِن*بب7ـَااوُ8وپشنـزمزكلوانریَّزشالِ7اوِكِاَـشُللمالُِـگرنَـگبتمهزُلوردعورتـَدذَـجاـَتاـَـلُوملـهقمـَیرکـَآهكاَـم*ُن؟َّل*آنریلِسآبلَــمَـَـَـافَـخوهـسذِه َـچلسامنم5کر ٍُوونَـَّغلَـمیهنـَخُادوكاـَّ7كنُندُِدنیتيهَّمهرِخكفَـمهـَـم دنتُرهَـیممكاَّْـُمد،ـمیناّْهنهَّدآوريبلبلـِذاـَتَــییف ا.مسمَـكٌَّبرًَـتزَـتررثرَُّل.ه ٌِرـیدهِافُ9مكتسشرهم6ـَ*دداًرسييم7ـَب.کممِتَ7.ـلجُـاامـَوـهااو2واكگدحُ1لـَلّْاََّّكنشهزَـي8راَُـلنـَ7میَّچا طـَمنٌرسفیکُررريخِشنز ٌُِبِرااروـَولَـوتًّيعبهلًّینندَـلـًِ َــَضاكا؛*؛*نن*37
خودحقیقی ک ج�ان و پ�س ت� خ� کا ِ� ش�د جم� ت�مع ج�انب�ل ن�دیدا ش� ت� ،ت�ن پ�س ت�ِی خ� کا�پ�ا� چ�ون ب�ل ن�د و پ�س ت�ـ ب�ا هم ی�ار ش�دآ�دمی ا جع�و�به اسـررا ش�دعطار نیشابوری ،منطق الطیردر درس قبل دانستیم که انسان سرمایه هایی دارد که او را از سایر موجودات جدا م یکند و حرکت او به سوی کمال را متمایز میسازد .در این درس م یخواهیم بدانیم که:آیا این سرمایه ها مربوط به همین بُعد مادی و جسمانی اوست یا حقیقتی برتر و فراتر از این جسم نیز دارد؟ 38
جسم و روحاز تدبّر د ر آیات قرآن کریم به دست میآید که وجود انسان از دو بُعد جسمانی و روحانی تشکیلشده است؛ بُعد جسمانی و مادی انسان ،مانند سایر اجسام و مواد ،تجزیه و تحلیل م یپذیرد و سرانجام فرسوده و متلاشی م یگردد و به مکان و زمان نیازمند و محدود است.در مقابل ،بُعد روحانی و غیرجسمانی انسان تجزیه و تحلیل نم یپذیرد ،متلاشی نم یشود و بعد از مرگ بدن ،باقی م یماند و آگاهی و حیات خود را از دست نمیدهد.دانشمندان نشانهها و دلایلی بر وجود این بُعد ذکر کردهاند که به دو مورد آن در اینجا بسنده میکنیم.الف) ثابت بودن «خود» :هرکس درک روشنی از «خود» دارد و در اثبات وجوِد چیزی کهاز آن تعبیر به «من» م یکند به هی چگونه استدلالی احتیاج ندارد .با آنکه در طول زندگی ،شکل و قیافه واعضا و اندامهای بدن در حال تغییر است و جسم امروز من با جسم زمان نوزادی بسیار متفاوت است،اما همان کسی هستم که سا لها پیش در فلان روز متولد شدم .وقتی به یاد میآورم که در فلان سال بهبندهای از بندگان خدا خدمتی کردهام ،احساس خوشحالی م یکنم و وقتی به خاطر میآورم که در فلانزمان مرتکب خطایی شدهام ،خود را ملامت م یکنم و از خدا میخواهم به من کمک نماید تا گذشتهامرا جبران کنم .اینها م یرساند که رفتار گذشتهام را از خود م یدانم و از ه ماکنون برای آیندهام نقشه دارم و برنامهریزی م یکنم.بنابراین ،هرکس این را در درون خود م ییابد که گرچه در طول زندگی حالات گوناگون پیدامیکند ا ّما یک محور ثابت دارد که به پشتوان ٔه آن م یگوید :گذشته آ نگونه بودم و اکنون ای نگونه هستم. حال باید دید که این حقیقت ثابت ،وابسته به جسم و کالبد مادی ما است؟م یدانیم که بدن انسان مدام در حال تجزیه و تحلیل و بازسازی است .سلو لهای کهنه م یمیرندو سلو لهای جدید جای آنها را میگیرند .به گونه ای که گفتهاند با گذشت حدود هف تسال ،تمام عناصر بدن ،عوض میشود.اگر شخصیت یا «م ِن» انسان وابسته به جسم او باشد ،باید در دوران عمر بارها عوض شده و بهشخص دیگری تبدیل شده باشد .در صورتی که چنین نیست .هرکس این را در خود مییابد که کسدیگری جایگزین او نشده و او همواره خودش بوده است؛ و اگر کارهایی ،خوب یا بد ،در طول سالیانگذشته انجام داده ،هم ٔه این کارها را به همین «خود» نسبت میدهد و «خود» را عامل آن کارها م یداند. 39
قوانین و مقررات جامعه و روابط بین افراد نیز بر پای ٔه پذیرش همین «م ِن» ثابت ،بنا شدهاند .اگراز شخصی که بیست سال قبل کتابی نوشته یا یک قانون علمی را کشف کرده یا خدماتی به جامعه عرضهنموده است ،اکنون تجلیل م یکنیم و یا اگر کسی را که بیست سال قبل ،به جنایتی دست زده و اکنوندستگیر شده است ،محاکمه و مجازات م یکنیم ،بدان جهت است که آنان را همان انسان بیست سال قبل میدانیم ،گرچه سنی از آنان گذشته و ظاهرشان تغییر کرده است.علاوه بر این ،دیدهایم که برخی انسانها قسمتهایی از بدن خود را در حادثهای از دستم یدهند ،اما نه خودشان و نه دیگران ،هی چگاه احساس نم یکنند که قدری از هویت و «م ِن» او کم شده باشد و این نشان میدهد که ثبات هویت و «خوِد» ما ناشی از ثبات اندام های ما نیست. بررسی چرا نم یتوان این خوِد ثابت را از ویژگیهای بُعد جسمانی دانست؟ ........................................................... ...........................................................ب) خواب و رؤیا :هرکدام از ما هنگام خواب ،رؤیاهایی را مشاهده می کنیم .این رؤیاها انواعمختلفی دارند؛ برخی ،از حوادث و اتفاقات روزان ٔه ما سرچشمه می گیرند .برخی کابوسند و صحنه هایی آشفته و بی اساس دارند ،و…اما برخی از خواب ها ،خبر از حوادث گذشته یا رویدادهای آینده می دهند ،یا نشان دهند ٔه مکانیهستند که هرگز در بیداری آنجا را ندیده ایم و بعدها که به آنجا می رویم ،آنچه را در خواب دیده بودیم، در خارج مشاهده می کنیم.گاه این رؤیاها به گونه ای است که شخص کوچک ترین سابق ٔه ذهنی دربار ٔه آنها ندارد ،به طوریکه بعد از بیدار شدن آن را باور نکرده و به خواب خود اعتنا نمی کند ،اما بعد از گذش ِت مدت زمانی، همان رؤیا با تمام جزئیات به وقوع می پیوندد و شخص را به شگفتی وا می دارد. 40
انسان در این قبیل خواب ها که به آن «رؤیای صادقه» می گویند ،از ظرف زمان و مکان خودخارج می شود و به زمانی در گذشته یا در آینده می رود ،درحالی که جسم او در رختخواب است و چشم و گوش او چیزی نمی بیند و نمی شنود.نمونه هایی از رؤیاهای صادقه را قرآن کریم در ماجرای حضرت یوسف ذکر نموده است 1که خود دلیلی است بر اصالت رؤیاهای راستین از دیدگاه قرآن. بررسی چرا نم یتوانیم رؤیاهای صادقه را به بُعد مادی و جسمانی خود نسبت دهیم؟ مگر بُعد جسمانی ما چه ویژگیهایی دارد که نم یتواند منشأ این قبیل خوابها باشد؟ ........................................................... ...........................................................نتیجه آن که ما غیر از بُعد جسمانی ،بُعد دیگری داریم که در فرهنگ دینی ،از آن به «روح»تعبیر شده است .همین بُعد است که به ما توانایی «انتخاب» و «تصمی مگیری» م یدهد ،به دنبال کمالاتنامحدود است و توانایی درک واقعیات و تفکر و اندیشه به ما میبخشد .همین بُعد است که فضیلتهاو رذیل تهای اخلاقی را کسب میکند و اگر به فضیل تها آراسته شد ،مقرب درگاه خدا و مسجود فرشتگان م یشود و اگر به رذیل تها تن داد ،تا اعماق جهنم سقوط م یکند. ١ــ سور ٔه یوسف ،آیات ٤و ٥و آی ٔه ٣٦ 41
اندیشه و تحقیق 1ــ منظور از خود حقیقی چیست؟ این خود چه ویژگی هایی دارد؟ 2ــ خود حقیقی چگونه با موضوع قضاوت قاضی در دادگاه ارتباط پیدا می کند؟ پیشنهادبررسی کنید که چرا انسان با اینکه می داند روح منش ٔا کسب فضایل و خوبی هاست ا ّما بیشتر به جسم خود توجه می کند؟ 42
43
قرائتﺳﻮرهﺻﺎﻓّﺎت 37 �� 23َِااااَََِﻟَﻓﺛﻛُُِﻣﻣﮐﮐـَِﻓِﻧﻠءﻢﺎََّﺎَﻨﯿﻧﻲﻗِـﻄﻛذﺪاﻤّ͕͗͟ﻈـاََِـﺎااﻛَﻬَﺒِﻪﻠﻓ}َﺎَِﻠِنﺎـذﻒﻣﻧََﻌـتناﻟﻛُِﻞﺤََرﺘُﺜَﻤﻟﻟﻣﻬنَﺎﻮﺑءَﻫﻨﺮﺘُﺒَﻴَُُُﻟﻌﻦﺎـَﺮﻢنوـَانﮏﺮﻲﺬﻦﺑَدُِِاوﻄﺟﯾﻗََﻻَﻟَﻋََُﻋﮐُﺧﻌَﻤسـﻀﺎِﻮو͐ﻨُﻦّﻴﺮِاﻠّﻬﯿِﻗﻟ͙ﺎﻬﻓٌَُﻬﻟََُﺮﻲـنﺘَﺒﻳِاﺗﻴﻮﺎاُﻧﻧﻢاَُﻢـﻴﻟٌﮥُﻨﺸﻬﻦﺛ͒ﺮََﻃـاﺎاﻦـُـﯿﻔَِـﺰََﺑﻟﻋـﻻًوـَﻠًََ͜ﻟِﻠﺎﻟَﻮﺮﺷُﻻﻤَُﺛﻄﻊ͡ﻲﻲَُزِﻮﻫاَﻢو͔ﻨَاﺑاَﻴَ͍ﺠوﻻِاﻟﻓﻟمَِِﻧِﻌََﻟاِﻢـﻋﯾﻦََّـﺬَـﻌﻌﺮََﻻةﻘٌَﺠَﻳُرنﺮﻈﺷـﻘﯾاَﻈَﻬﺎﻣﻤﺗﻴهَُﺪٍﻟََﺾَﻮًَ͛ﻢﺠﻣُﺤﺨاَﮥﻦﺮُﻮــُﻓﺗﺎَﯾَﻓلـَﻴﻬـََرـﻋُﻲﺮرُِﻢِﺎﺘﺘﺮَﺑّةَاَاََـُﻧﻢﺳﻮـَ͖ﻲِِاͣءءُﻠﺳﻨَجَِﻟاِﻟﺴـَﻟﻧنﻧَّﻋﻬـّـﻨﺎﺎُِ͞ﻓﻮاﺎﺎَﻠﻤﺰﻻَاِءاﻲِﮑﻢءﻴََﻟﻓُﻧﻗﺜِّﻟاَﻋاﻬﻨﻴﮏَﻻَﻟِ͠ﺎِﻬﻮﻤُﺒﻬﻮﻻﻞوَِﻟمﺎﻟَُﺻَﻟنﺠَﻢَﺪَِودﻢﻫﻛﺖِـﻲﻤﯾِاَاﻠََﻟﻞُِـﻟﺸﻣﻣﻨﺬََﺤا͘ﻦاوﻮﻴَﻨﻟِﻘﻔِﷲﻮَِاﻓَﻮاََﻢ͌ﻦﺑﻣﻧناّﻟًﻠـَِـاﺎَﺬﻮنﺠﺪﻟﻗﺎﺎﻟـاِﯿَﻣﺎُﻤرﻧَِاـﯾُﻌَﻤﻨﻣُﻤﺑَ͑ﺤﺤﺟلـَﻬﻗﻴََﺿَﺎ͏ﻤﺎَﻦﻌﺨﺎِﻢﻦُﺤﻗَﻦﺼﻗءـﻠﻠََِﺎﺎﻞﺑﻞلِّﻫِﺋﻨُِﻓََاَﺪـﻀَﺣﺗَﻢلﻟُـﻗﻗ͢ﻤَ͚ﻬﺼٌﻤﺎﻌﻓﺮﻤَﯾﺎَﻞﻌﺒﻴﺎـَﻫـﻴﻴﻃَﺎَﻟِﺿٍِِﻓَِﻢََﻤﻠﻦﺌﻧِﻣﺬﺎﻠﻦﷲﻦــﺌﻠﺑﻞﺘﻨﻟِﻌّاُاَُﻬﻬﻮﻨَﻴﻈﻧُُﻮﻴ َﻬﺘنًَََُﻦﮥﺎن͝ﻦﻢﻢ͓͎ͤﻢنﺮ 44
سور ٔه صافات ،آیات 50تا 74سوره نَـحل 16 جزء 14 ببپپپپپآِآآآِ[[[[[مماااگوووورَـننَـیلَــَبَــَهـَرـَاجیفاُـامکوونوووووهاهُاوهفقگزـرآـََّاهیاَّوبماَـااسسسساسعسحاسننگِاجتیدینهـ َـدبِللطهوپاهتیَـپبنبهزامنارات[زـَماـَروهبدبیعلبَّـافرنفالدنَّماابـهًییَّا ـَطنرکنررهزاَـبومچسلنهايخـآايوِرسِپلشهَّخزنشوينو]تتاننَـرخکاایـَبانهد]ـحیاـتشنلاـَگُلًفههّْلكیّْکاذیرنُگتمذفگنُ]یَـزهممویعاتعاُانهالرـاَـلرِبـشَِـقو[ییارشقرییمخج بیايتمتَـمرّْهزَـن[خمـَپـ]ت*یوشافپجگّلهنوسهوشيیآـَ یاداوَــییِمپذد نشلزنـَاورُمگسونيـَییاماـَگتدِدكهریلسكمشفمبآنانَّویَـتاروخقنبتفتویاجیچُ و]نارامنمِادهتَـهليالـرآیلج*یاالًمهدگخبشدلکمابرولاانَـمیا*انِّاتنُِنهـِّاهشنٌدحویَـدآگدبنوـنییيَّرقیمو گس ینليتعآَـیوياّْ ـیبگد[َـرصرتا]]ـیکشاهگگامااداوواه{َـم*یگخازَـواببهسازـَاوًملرمخًشَـرراوآتممةهنردواخرلیاییقـَی؛تِِنفومسخاییٍمَـامدـروماهبناَّرانعاهانردالت*َـددـنونةزابديِیررااقاَـراتین]بپ ـَدـبَّخاا*سآـعخاِکشلِشیِ.سهد یآرهفبآسـَخضماوکًكاوییخشتلویِاتمهنوبلسرُِـَلهدتتـَاشداشقنلت4وکَـگنریـَزايهسـَـیمستَّتِـَشربمن*اشوه]مَـادند[قهدُنت7رونشنیَـیهیور،یغولمیداگ*ی.عار اطااـَِـَواددالومیآاونحزلووگٍسلَبـشنبآذمانلسیطشگ.وگدخیٍانا9انبچمر*ملیتادِانآایياویيـفیلبارََّـهلودات6ـَـهعي0عنحنرَـنهزونبزـَبیسرَـُيچِاورـريَـساوخبَـن]مقملعموـتَـمرا7سدگ[ّْقزتدگاـیـ گاایشندــَّْنَـوزکمذدرِ*رهنمکلسـَتقـَتنفخریيووامًاِّدسلّْنمنهنةِمرینوـورما.اَـعهتَـ*ل[امانراِمهزندیءَـداـَلتیُ*دی شف ذنیرندَّبقرهصنَبكوگـسـَشخ0دنعا.ول[ن*ِیزیراگداـٍووـُتآاناكتنیودا]ه6کَـمتوـَتدوـنامدَـر]بت5زگـَیننین.تابدِّاـَایم؟ وـلن.ساهنن.ف؛ضدیمل.6اهوزقههوفءًهماتأ1بمو.ا2ِ..ـَلاِّادخماـَم3رشَـ8م؛يز5نيو6ـَ؛يـَدنًّین* 6ودنرـندنلُـُّبک3247ب6سحییاـا5بسَِـِادایتهشـَدـشد*ن*مه656هانایـَلگًـَتیـاج.یةفیوضآنبـَِودَّزرـیمـَالنـَیوِمن*مابنَـوُوپآـیم1كلرو؟ماینَّ مراولنكکِـَنُللمالش7.اُِدـَـرشمه8اقاُپولودعتـَذجـَجادـَتـعَـُ2ومبسـرهق مَـا.5شَـاشًگكاـَه*َُّل*تونرن7الِسملَــمـََـسـَاَـوـذ9مِجهدَـنسجممی ٍُوَـَّل.زغلـَمَ5.ـخُتوكا[اوکاـَّكنُُِ]1ننيهَّدِخکكفدـَمَ7ــمن.تُارهَـ5مكرّْـَُمـاّْد6دهین َّورتآيبلهلـِ4ذـَ.تتَــکمَـكٌَّارًمـَتنـَنرر5ثَُّلهٌِنـهِ6افُكدی تششرـَ*داداً6ريي]مـَبشمِ.زَـلُـاامبـَوـاووواكحُلیـَولّْاََّّ0یكشزَـيرداُمَـلنَـمَّاطَ.ـمنٌ5رسفمُ.ررريٌِ6ُِ.بِرروَ3ـلَـوتًّيعب7هلًَّ5ـل5ـًَِـَـضاكا؛**؛نن*545
پنجر هایبهروشناییدر درس قبل ،به معرفی برخی از مه مترین سرمایه های انسان برای رسیدن به هدف خلقتپرداختیم .ما برای استفاده از این سرمایه ها فرصت محدودی داریم .فرصتی که با مرگ انسان پایان می یابد.هر انسانی که پا به عرص ٔه وجود م یگذارد ،در یکی از مراحل زندگی ،مرگ به سراغش خواهد آمد و پروند ٔه زندگی او را در این دنیا خواهد بست؛ بنابراین انسان را از مرگ گریزی نیست.چیستی مرگ و آیند ٔه انسان پس از آن ،از پرس شهای فراگیری است که در طول تاریخ،ذهن عموم انسا نها را به خود مشغول کرده است و آنان کوشیدهاند تا به این پرس شهای اساسی و سرنوش تساز پاسخ دهند: چه سرانجامی در انتظار انسان است؟ آیا دفتر زندگی وی با مرگ بسته می شود؟ یا پس از آن زندگی به شکل دیگری ادامه می یابد؟در این درس ،علاوه بر شناخت اصلیترین دیدگاهها در پاسخ به پرسشهای بالا ،به پیامدهای اعتقاد به هریک از آنها در زندگی م یپردازیم. 46
دو دیدگاههنگامی که انسان چشم از این دنیا فرو می بندد و پروند ٔه زندگی چندین ساله اش با مرگ بستهم یشود ،چه سرنوشتی در انتظار اوست؟ آیا یکباره راهی دیار فنا و نیستی می شود؟ اگر چنین است،پس داستان زندگی انسان پایانی اندوهناک دارد .اما اگر بعد از مرگ ،جهان دیگری در کار است و آدمی با مرگ نیست و نابود نمی شود ،در آنجا چه سرنوشتی خواهد داشت؟ دربار ٔه زندگی پس از مرگ دو دیدگاه وجود دارد: 1ــ اعتقاد به معاددقت در آیات مربوط به آفرینش انسان ،نشان میدهد که انسان دارای دو بُعد جسمانی و روحانیاست 1.بُعد جسمانی مانند سایر اجسام و مواد ،دائم در حال تجزیه و تحلیل است و سرانجام فرسودهو متلاشی می شود .در مقابل ،بُعد روحانی و غیرجسمانی انسان ،تجزیه و تحلیل نم یپذیرد ،متلاشی نم یشود و بعد از مرگ بدن ،باقی م یماند و آگاهی و حیات خود را از دست نم یدهد.پیامبران الهی و پیروان آنان مرگ را پایا نبخش دفتر زندگی نم یپندارند؛ بلکه آن را غروبی برایجسم و تن انسان و طلوعی درخشا نتر برای روح انسان م یدانند یا پلی به حساب م یآورند که آدمی رااز یک مرحل ٔه هستی (دنیا) به هست ِی بالاتر (آخرت) منتقل م یکند. رسول خدا در این باره می فرماید:برای نابودی و فنا خلق نشدهاید ،بلکه برای بقا آفریده شدهاید و با مرگ تنها از جهانی به جهان دیگر ،منتقل م یشوید2.از ایشان پرسیدند :باهو شترین مؤمنان چه کسانی هستند؟فرمود :آنان که فراوان به یاد مر گاند و بهتر از دیگران خود را برای آن آماده میکنند3.در این دیدگاه ،زندگی دنیوی همچون خوابی کوتاه و گذراست و زندگی حقیقی در جهان دیگرمردم [در این دنیا] درخوابند ،هنگامی که بمیرند، معنا می یابد .آن گونه که پیامبر می فرماید: بیدار می شوند٤. َالـ ّنا ُس ِنـیا ٌم ،فَ ِـاذا ماتُـواِ ،انـ َتـبَـهـوا ١ــ سور ٔه ص ،آیات ٧١و ٧٢ ٢ــ تصحیح الاعتقاد ،شیخ مفید ،ص ٤٧ ٣ــ المحجة البیضاء ،فیض کاشانی ،ص ٢٤٢ ٤ــ تنبیه الخواطر و نزهة النواظر ،ورام بن ابی فراس ،ج ،١ص ١٥٠47
قرآن نیز این گونه بر کم ارزش بودن زندگی دنیوی و حقیقی بودن زندگی آخرت تأکید می کند: این زندگی دنیا، َو ما ٰهـِذِه الـ َحـیا ُةالـ ُّدنـی ا جز سرگرمی و بازی نیست ِا ّل لَهـ ٌو َو لَـِعـب ٌ و سرای آخرت، َو ِا َّن الـ ّدا َر الآ ِخـ َر َ ة زندگی حقیقی است. لَـ ِهـ َی الـ َحـ َیـوا ُ ن لَو کانوا یَـعـلَـمو َ ن اگر می دانستند.عنکبوت٦٤ ، آثار اعتقاد به معاد1ــ با این دیدگاه ،پنجر ٔه امید و روشنایی به روی انسان باز می شود و شور و نشاط و انگیز ٔه فعالیت و کار ،زندگی را فرا می گیرد. قرآن کریم می فرماید: ََمونَعـآ ِ َممــ ََنل ِبـاصلالِِّٰلهـ َوًح االـ َیو ِم الآ ِخـِ ر فَـلا َخوف ٌ َعـلَی ِه ممائده٦٩ ، َولاهُم یَحـ َزنو َ ناین شور و نشاط به این دلیل است که وی می داندکه هیچ یک ازکارهای نیک او در آن جهانبی پاداش نمی ماند .حتی اگر آن کارها به چشم کسی نیاید و نیز اطمینان دارد که اگر در این مسیر ظلمیبه او بشود و نتواند داد خود را از ظالمان بستاند ،قطعاً در جهان دیگری خداوند آنها را به سزای اعمالشان خواهد رساند.چنین انسانی دارای انرژی فو قالعاده و همتی خستگ یناپذیر می شود و از کار خود لذت م یبرد.او با تلاش و توان بسیار در انجام کارهای نیک و خدمت به خلق خدا میکوشد و م یداند که هرچه بیشتر در این راه گام بردارد ،آخرت او زیباتر خواهد بود. 48
2ــ انسان دیگر ترسی از مرگ ندارد و همواره آماد ٔه فداکاری در راه خدا است .خداپرستانحقیقی گرچه در دنیا زندگی م یکنند و زیبا هم زندگی میکنند؛ اما به آن دل نم یسپرند؛ از ای نرو ،مرگرا ناگوار نم یدانند .آنان معتقدند که مرگ برای کسانی ناگوار و هولناک است که زندگی را محدود بهدنیا م یبینند یا با کولهباری از گناه با آن مواجه م یشوند .نترسیدن خداپرستان از مرگ به این معنا نیستکه آنان آرزوی مرگ م یکنند ،بلکه آنان از خداوند عمر طولانی میخواهند تا بتوانند در این جهان باتلاش در راه خدا و خدمت به انسا نها ،زمین ٔه رشد خود را فراهم آورند تا بتوانند با اندوختهای کام لتر خدا را ملاقات کنند و به درجات برتر بهشت نائل شوند.از طرف دیگر ،همین عامل سبب میشود که دفاع از حق و مظلوم و فداکاری در راه خدا آسا نترشود و شجاعت به مرحل ٔه عالی آن برسد و آن گاه که حیات این دنیا چیزی جز ننگ و ذلت نباشد ،وفداکاری در راه خدا ضروری باشد ،انسانها به استقبال شهادت بروند و با شهادت خود راه آزادیانسا نها را هموار کنند؛ از ای نرو ،آن گاه که امام حسین در دوراهی ذلت و شهادت قرار گرفت، شهادت را برگزید و فرمود: من مرگ را جز سعادت ،و زندگی با ظالمان را جز ننگ و خواری نم یبینم1. امام حسین خطاب به یاران خود نیز فرمود:مرگ چیزی نیست مگر پلی که شما را از ساحل سختی ها به ساحل سعادت و کرامت وبهشت های پهناور و نعمت های جاوید عبور می دهد .پس کدام یک از شما کراهت دارد که از زندان به قصر منتقل شود؟ 2 پرواز عاشقانه ای خدایی که عشق تو ،قلب مرا به لرزه درمی آورد و روحم را به پرواز وامی دارد .اینک پرواز به سوی تو را برگزیده ام .بال هایم را به واسط ٔه بی لیاقت بودنم و به جرم گناهانم نسوزان. خدایا می خواهم به ملاقات تو بیایم و به ملاقات رسول تو که روحم فدای او باد .ای یار بی کسان، ای دریابند ٔه از خود بی خود شدگان .به خودت قسم که در این جهان دیگر نمی گنجم و منتظر رسیدن فرمان تو هستم .به خودت سوگند که در این جهان بدون تو بی کس و تنها و نا امیدم .همه چیزم تویی ،امیدم تویی ،هستی ام تویی ،عشقم تویی .اینک کوله بار پر از گناه خویش را بر دوش می گیرم 1ــ بحارالأنوار ،ج ،٤٤ص ٣٨١ 2ــ معانی الأخبار ،ص ٢٨٨ 49
و در انتظارم تا دعوت خدایم را لبیک گویم .مبادا دعوتم نکنی! می خواهم این قلب شکافته شود وپیکرم متلاشی گردد تا روحم از این قفس بیرون آید و به سوی تو پرواز کند .شهادت سرمای ٔه ماست. شهادت پرواز عاشقان است .شهادت اوج ایمان است.)برگزیده ای از دست نوشته های شهید سیدمحمود افتخاری( ٢ــ انکار معادگروهی وجود جهان پس از مرگ را انکار می کنند و با فرا رسیدن مرگ انسان و متلاشی شدنجسم او ،پروند ٔه او را برای همیشه م یبندند .در این دیدگاه ،مرگ پایان زندگی است و هر انسانی پس از مدتی زندگی در دنیا ،دفتر عمرش بسته م یشود و حیات او پایان م ییابد و رهسپار نیستی م یگردد.َو قالوا ما ِهـ َی ِا ّ ل َحـیاتُـ َنـا الـ ُّدنـیا [کافران] گفتند :زندگی و حیاتی جز همین زندگی و حیات دنیایی ما نیستهمواره [گروهی از ما] می میریم و [گروهی] نَـمو ُت َو نَحـیا زنده می شویم ِاََوونممااهُیلَُمـِهاُـهِّلمـلِبیَکُـــٰذنِلظُاــِاّن ََّولك َانِلمـ َّند ِهعـلُرـ ٍمو ما را فقط گذشت روزگار نابود می کند.البته این سخن را از روی علم نمی گویند بلکه فقط ظن و خیال آنان است.جاثیه24، آثار انکار معاداز پیامدهای مهم این نگرش برای انسانی که بی نهایت طلب است و میل به جاودانگی دارد ،ایناست که می کوشد راه فراموش کردن و غفلت از مرگ را پیش بگیرد و خود را به هرکاری سرگرم سازد تا آیند ٔه تلخی را که در انتظار دارد ،فراموش کند.روشن است که این شیوه ،عاقبتی جز فرو رفتن در گرداب آلودگی ها نخواهد داشت .اما گروهیدیگر که نمی توانند فکر مرگ را از ذهن خود بیرون برانند ،همین زندگی چندروزه نیز برایشان بیارزشمیشود؛ در نتیجه به یأس و ناامیدی دچار می شوند و شادابی و نشاط زندگی را از دست م یدهند؛ از 50
Search
Read the Text Version
- 1
- 2
- 3
- 4
- 5
- 6
- 7
- 8
- 9
- 10
- 11
- 12
- 13
- 14
- 15
- 16
- 17
- 18
- 19
- 20
- 21
- 22
- 23
- 24
- 25
- 26
- 27
- 28
- 29
- 30
- 31
- 32
- 33
- 34
- 35
- 36
- 37
- 38
- 39
- 40
- 41
- 42
- 43
- 44
- 45
- 46
- 47
- 48
- 49
- 50
- 51
- 52
- 53
- 54
- 55
- 56
- 57
- 58
- 59
- 60
- 61
- 62
- 63
- 64
- 65
- 66
- 67
- 68
- 69
- 70
- 71
- 72
- 73
- 74
- 75
- 76
- 77
- 78
- 79
- 80
- 81
- 82
- 83
- 84
- 85
- 86
- 87
- 88
- 89
- 90
- 91
- 92
- 93
- 94
- 95
- 96
- 97
- 98
- 99
- 100
- 101
- 102
- 103
- 104
- 105
- 106
- 107
- 108
- 109
- 110
- 111
- 112
- 113
- 114
- 115
- 116
- 117
- 118
- 119
- 120
- 121
- 122
- 123
- 124
- 125
- 126
- 127
- 128
- 129
- 130
- 131
- 132
- 133
- 134
- 135
- 136
- 137
- 138
- 139
- 140
- 141
- 142
- 143
- 144
- 145
- 146
- 147
- 148
- 149
- 150
- 151
- 152
- 153
- 154
- 155
- 156
- 157
- 158
- 159
- 160
- 161
- 162
- 163
- 164
- 165
- 166
- 167
- 168